Google

ایین خویشاوندی

ایین خویشاوندی

مراتب خویشاوندى
البته مراتب رحم و خویشاوندى متفاوت است ، برخى از آنان مانند پدر، فرزند و زن واجب النفقه هستند و بعضى مانند برادر، خواهر، عمه و خاله محرم نسبى هستند و بعضى از جهت والدین قرابت پیدا مى کنند اگر چه واسطه ها زیاد باشند. پس صله رحم به اختلاف قرب و بعد رو به فزونى است .
مرحوم شهید اول فرموده است :
((صله رحم ، در واجب به آن مقدارى است که آدمى را از قطع رحم بیرون آورد زیرا قطع رحم از گناهان کبیره است )).
((قطع رحم عبارت است از هر عملى که در عرف بریدگى از آن فهمیده مى شود. مانند: سلام نکردن ، روى ترش کردن ، روى برگرداندن ، پاسخ نامه ندادن ، عیادت نکردن بیمار)).
در اهمیت صله رحم همین که یکى از اسامى خداوند متعال ((رحمان )) است و خداوند نامم ((رحم )) را از اسم خویش مشتق نموده است ، هر که با بستگان خود پیوند دوستانه برقرار نماید، او را با رحمت خود مرتبط مى سازد و هر کس قطع رحم کند وى رحمتش را از او قطع خواهد نمود.

مراتب و شیوه هاى صله رحم
صله رحم ، به حسب اختلاف زمان ، مکان ، افراد، حالات و عادات مختلف ، فرق مى کند (زیرا هر کدام از بستگان از جهت نیروى کار، توانایى مالى ، تعداد عائله ، سلامتى و بیمارى و دیگر جهات با هم متفاوتند). پس ‍ قهرا صله رحم نیز متفاوت خواهد بود. صله از نیازمندان آن است که انسان از حیث مادى به وضع اقتصادى آنان و از حیث معنوى به زیارت آنها برسد. صله از دوستان و همنشینان ، با هدیه و دیدار آنهاست و نهوشتن نامه (از محل دور) پایین ترین مراتب آن است . صله از بستگان و خویشاوندان متمکن به ملاقات ، حسن سلام و احوالپرسى ، خیرخواهى ، حسن معامله و پرهیز از رنجش خاطر آنان است .
ابتداى صله رحم ، نفع رسانى به آنان و نهایت آن ، وجوب انفاق و احسان در گرفتارى مى باشد و بین این دو مراتب متفاوتى وجود دارد.

عن ابى الحسن الرضا (علیه السلام ) قال : قال ابو عبد الله (علیه السلام ): صل رحمک ولو بشربة من ماء، وافضل ما توصل به الرحم کف الاذى عنها.(کافى ، جلد 2، ص 151.)
امام رضا (علیه السلام ) از امام صادق (علیه السلام ) حدیث نموده که فرموده است : صله رحم نما اگر چه شربت آبى باشد و بهترین صله رحم ، خوددارى از آزار رسانى به آنان است .
 

آرزو دارم اگر گل نیستم ، خارى نباشم   باربردار اَر زدوشى نیستم ، بارى نباشم
گر نگشتم دوست با صاحبدلى ، دشمن نگردم   بوستان بهر خلیل اَر نیستم ، نارى نباشم
گر که نتوانم ستانم داد مظلومى ز ظالم   باز آن خواهم که همکار ستمکارى نباشم
نیستم گر نوشدارویى براى دردمندى   نیز با بى دست وپایى نیش ‍ جرارى نباشم
گر نریزم آب رحمت از سبویى در گلویى   دلخوشم گر خنجرى بر قلب افکارى نباشم

گر پرى بگشوده دارم همچه کبک

کوهسارى

  طعنه زن بر خوارى مرغ گرفتارى نباشم

در تعالیم اولیاى الهى ، صله رحم از دو جهت توصیه شده است :
1 - از جهت تقویت روحیه انسان دوستى :
کسانى که از امکانات اقتصادى برخوردارند، با دستگیرى از ارحام تهیدست آنها را مورد حمایت قرار دهند و آبرویشان را حفظ کنند. این کار از بزرگترین صفات اخلاقى مردمان بزرگوار است .
2 - از جهت حفظ و نگهدارى پیوند خویشاوندى و در نتیجه آبادى اجتماع :
صله رحم علاوه بر اینکه عمل پسندیده اى محسوب مى شود، موجب طول عمر، دفع مرگهاى ناگهانى و بلاها و مایه برکت در وضع زندگى و مال خواهد بود.
اهمیت صله رحم
امام هشتم (علیه السلام ) صله رحم را در ردیف نماز و زکات که از واجبات عمده در دین مقدس اسلام است ، بیان فرموده و در روایتى به هر سه دستور امر نموده است .
ان الله امر بثلاثة مقرونة بها ثلثة اخرى ، امر بالصلاة والزکاة فمن صلى ولم یزک لم یقبل منه صلوته ، وامر بالشکر له ولوالدیه فمن لم یشکر والدیه لم یشکرالله وامر باتقاء الله وصلة الرحم ، فمن لم یصل رحمه یتق الله عزوجل .(عیون الاخبار الرضا (علیه السلام )، جلد 1، ص 268 - مسند الامام الرضا (علیه السلام )، جلد 1، ص 268.)
خداوند در قرآن به سه چیز امر فرموده و مورد هر امرى را هم دو چیز قرار داده که اطاعت آن امر به پیروى از هر دو چیز است .
1 - به نماز و زکات هر دو با هم امر فرموده ، پس کسى که نماز بخواند و زکات ندهد، نمازش هم مقبول نیست .
2 - خداوند امر به سپاسگزارى از خود و والدین انسانها کرده است ، پس ‍ کسى که خدا را شکر کند، ولى از والدین قدردانى و سپاسگزارى نکند، در حقیقت خدا را شکر نکرده است .
3 - امر به تقوا از خود و صله رحم نموده است ، پس کسى که به تکلیف صله رحم عمل نکند، امر به تقوا را رعایت نکرده است .
رحم تا چهل پشت شکایت مى کند!
عن الحسن بن على الوشاء، عن ابى الحسن الرضا (علیه السلام ) عن ابائه ، عن على (علیه السلام ) قال : قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ): لما اسرى بى الى السماء راءیت رحما متعلقة بالعرش تشکو رحما الى ربها، فقلت لها: کم بینک وبینها من آب ؟ فقالت : نلتقى فى اربعین ابا.(عیون الاخبار الرضا، جلد 1، ص 254 - خصال ((صدوق ))، ص 540.)
((حسن بن على وشاء)) از حضرت رضا (علیه السلام ) از پدرانش از حضرت على (علیه السلام ) روایت مى کند که رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: هنگامى که در شب معراج به آسمانها رسیدم ، مشاهده کردم چند خویشاوندى به عرش پروردگار آویزان شده و از خویشاوندان خود شکایت مى کنند، از آنها پرسیدم : بین شما و آنها چند پدر فاصله دارد؟! پاسخ دادند: ما، در پدر چهلم به هم مى رسیم .
آثار دنیوى و اخروى صله رحم در کلام امام رضا (علیه السلام )
طول عمر

قال ابوالحسن الرضا (علیه السلام ): یکون الرجل یصل رحمه فیکون قد بقى من عمره ثلاث سنین فیصیرها الله ثلاثین سنة ویفعل الله ما یشاء.(اصول کافى ، جلد 2، ص 150، باب ((صلة الرحم ))، حدیث 3.)
امام رضا (علیه السلام ) فرمود: کسى که سه سال از عمرش باقى باشد، اما صله رحم انجام دهد، خداوند بزرگ سى سال بر عمرش اضافه مى کند و خدا هر چه اراده کند، انجام مى دهد.
وسعت در رزق ، محبوبیت در دلها
عن البزنطى عن الرضا (علیه السلام ) قال ابو عبد الله (علیه السلام ) صلة الحرم منساءة فى الاجل مزیدة فى المال و محببة فى الاهل .(اصول کافى ، جلد 2، ص 150، باب ((صلة الرحم ))، حدیث 3.)
((بزنطى )) از امام رضا (علیه السلام ) نقل کرده که امام صادق (علیه السلام ) فرموده است :
صله رحم ، موجب به فراموشى انداختن مرگ (طول عمر) و افزونى مال و مایه محبوبیت در بین خویشاوندان است .
حضرت امام رضا (علیه السلام ) از پدرانش نقل فرموده است :
صله الرحم وحسن الجوار زیادة فى الاموال .(قرب الاسناد، ص 308.)
پیوند خویشاوندى و حسن همسایگى (خوشرفتارى با همسایگان ) اموال را زیاد مى کند.
جلب رحمت الهى
عن الرضا (علیه السلام ): ان رحم آل محمد الائمة (علیه السلام ) لمعلقة بالعرش تقول : (اللهم صل من وصلنى ، واقطع من قطعنى ) ثم ثى جاریة بعدها فى ارحام المومنین ثم تلى هذه الایة ((واتقوا الله الذى تسائلون به و الارحام )).(اصول کافى ، جلد 2، ص 157.)
امام رضا (علیه السلام ) فرمود: همانا رحم آل محمد یعنى ائمه اطهار به عرش آویخته است ، و مى گوید: خدایا به هر که به من مى پیوندد، با او پیوند بر قرار کن و از هر که از من بریده است ، تو از او ببر و بعد از این هم این موضوع در مورد خویشاوندان مومنین جریان دارد. سپس این آیه را تلاوت فرمود: ((بترسید از خدایى که به نام او از یکدیگر مسئلت و درخواست مى کنید (خدا را در نظر آورید) و درباره ارحام کوتاهى نکنید)).(سوره نساء، آیه 2.)
مباهات خدا و فرشتگان
قال على بن موسى الرضا (علیه السلام ): من فعل ما لزمه من امرالمومنین ، باهى الله تعالى به وملائکته .(مستدرک الوسائل ، جلد 2، ص 413.)
هرکه امور و حقوق لازم مومنین را به انجام رساند، خداوند و فرشتگان به او مباهات مى کنند.
ورود به بهشت
باسناده : قال : حدثنى على بن ابى طالب (علیه السلام ) قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) من ضمن لى واحدا، ضمنت له اربعة : یصل رحمه ، فیحبه اهله ، ویوسع علیه فى رزقه ، ویزداد فى اجله ، ویدخله الله الجنة التى وعده .(عیون الاخبارالرضا، جلد 2، ص 44 - 37.)
بااسناد نقل شده امام رضا (علیه السلام ) فرمود: که پدرم على بن ابیطالب از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل فرمود: هر کس یک چیز را براى من ضمانت کند، من چهار چیز را براى او ضمانت مى کنم ، با خویشاوندان خود رابطه داشته باشد تا خدا او را دوست بدارد و به او روزى فراخ دهد و عمر او را طولانى کند و او را به بهشتى که وعده داده است ، وارد کند.
تکالیف خانواده نسبت به ارحام و خویشاوندان
یکى از امورى که افق زندگى را بر انسان روشن مى کند و او را از مزایاى زندگى اجتماعى برخوردار مى سازد، این است که وى دگردوستى را وجهه همت خود قرار دهد، مردم را به قدر کافى دوست بدارد، آنها را با دیده احترام نگرد و نسبت به آنان فروتنى نماید، البته در این کار باید حسن نیت داشت و همواره مواظبت کرد که این خوى پسندیده از حد خود خارج نشود و به راه زیاده روى و افراط نگراید زیرا تواضع بیش از حد، تملق و چاپلوسى است که از صفات بسیار ناپسند اخلاقى شمرده مى شود، برخى از افراد که در باطن دچار حقارت نفس (همچون ترس ، طمع ، ریاست طلبى ) هستند براى جبران ضعف درونى خود و یا پنهان داشتن خوى پست خویش به تواضع ذلت آمیز (چاپلوسى ) متوسل مى شوند و با این کارتن به ذلت و پستى مى دهند و بالنتیجه موجودى طفیلى و سربار مى گردند. اینگونه فروتنى ها که عکس العمل عقده حقارت است را هرگز نمى توان به حساب فضیلت اخلاقى گذارد بلکه این تواضع دلیل بر فرومایگى است و در حقیقت رذایلتى است به صورت فضیلت ، انحطاطى است به شکل کمال .
تواضع حقیقى آن است که آدمى اطمینان روحى و استقلال روانى خود را حفظ کند و متواضع بدون ترس و طمع و تنها به منظور انجام وظیفه انسانى نسبت به مردم تواضع نماید و فروتنیش ناشى از تعالى روانى و تکامل اخلاقى وى باشد. البته این کار در مراحل اول تا اندازه اى زحمت دارد ولى هر قدر آدمى در این راه بیشتر تلاش کند، توانایى اش زیادتر مى شود، زیرا صفات پسندیده مادرانى هستند که به مرور ایام فرزندان زیادى از آنها متولد مى شوند.
((تواضع ، مقام والا و ریشه هر خیر و سعادت است . اگر براى فروتنى زبان و لغتى بود که مردم مى فهمیدند، بسیارى از اسرار نهانى و عاقبت کارها را بیان مى کرد... کسى که براى خدا فروتنى کند، خدا او را بر بسیارى از بندگانش ‍ برترى مى بخشد... هیچ عبادتى نیست که مقبول درگاه خدا و موجب رضاى او باشد، مگر اینکه راه ورود آن فروتنى است ))(بحارالانوار، جلد 75، ص 121 (فرمایش امام صادق (علیه السلام )).) چرا که کبر و غرور نخستین نردبان کفر و ناسپاسى و تواضع و فروتنى در مقابل حق و حقیقت ، نخستین گام ایمان است .
در پرتو تواضع و فروتنى آدمى مى تواند خود را از دام خود پرستى برهاند، دلها را به هم پیوند دهد و در آنها مسرتى بى اندازه پدید آورد، تواضع بهترین عطیه اخلاقى و زیباترین ارمغان دوستانه است ، چشمه اى است جوشان که دیگران را از آب زلال مهر و محبت سیراب کرده ، آنها را متقابلا نیز به این خوى پسندیده مى کشاند، تواضع مایه رفعت و سربلندى مقام متواضع (قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ): ان التواضع لا یزید العبد الا رفعة . (جامع السعادات ، جلد 1، ص 363).) و آن چنان گنجینه طلسم شده اى است که هر چه بیشتر از آن نثار شود، هیچگونه نقصى در آن راه نیابد.(امام حسن عسکرى (علیه السلام ) فرمود: التواضع نعمة لایحسد علیها: تواضع نعمتى است که بر آن حسادت نمى شود. (بحارالانوار، جلد 78، ص 374).)
خداوند در کتاب آسمانى خود این معنى را در وجدان مسلمانان بیدار کرده که همه مردم در اصل انسانیت مساوى و شریکند و همه افراد بشر از یک پدر و مادر به وجود آمده اند و طبعا برادر یکدیگر مى باشند، این آیین آسمانى تمام امتیازات شخصى ، طبقاتى ، نوعى ، صنفى ، ملى و قومى مانند زبان ، نژاد، نسب ، قبیله ، مقام و ثروت را الغا نموده و به جاى آن معیار برترى انسانها را در کردار و عمل نیک بیان فرموده است .(سوره حجرات ، آیه 12.)
پیشوایان گرامى اسلام در برنامه هایى تربیتى خود علاوه بر اینکه مسلمانان را به تواضع و فروتنى برخاسته از آزادگى و شرافت نفس دعوت کرده اند، عملا خود نیز این درس اخلاقى را به مردم آموخته اند. برنامه چنین بزرگوارانى سرمشق بسیار آموزنده اى براى هر مسلمان راستین در این زمینه است .
تربیت اسلامى اقتضا مى کند که آدمى حد و مرز خود را بشناسد و هر چه بر مقام و منزلت او افزوده مى شود، در کمال قدرت و اعتماد به نفس ‍ شخصیت روحى خود را حفظ کرده ، بر تواضع و ملایمتش افزوده شود زیرا ((کسى که داراى موقعیت اجتماعى است و از موضع بزرگوارى تواضع مى کند، همانند کسى است که متخلف را از موضع قدرت مى بخشد و از کیفرش چشم پوشى مى نماید)).(التواضع مع الرفعة کالعفو مع القدرة . ((حضرت على (علیه السلام ))) (فهرست موضوعى غررالحکم ، ص 405))
پیغمبر ما با آن عظمت روحى آداب زندگى را بر خود سخت نمى گرفت ، در مجالس صدر و ذیلى معین نمى کرد. هر کس بر وى وارد مى شد، او را اکرام مى نمود، گاهى عباى خود را به جاى فرش زیر قدمش مى گسترد و توشک کوچکى را که روى آن نشسته بود، به شخص تازه وارد ایثار مى کرد.(بحارالانوار، جلد 16، ص 228. ) حتى در زمانى که به اوج قدرت رسید (مانند فتح مکه ) بر روى خاک مى نشست . غذاى ساده تناول مى کرد. با دست خویش از پستان گوسفند شیر مى دوشید، بر الاغ برهنه سوار مى شد تا مردم گمان نکنند همین که موقعیت اجتماعى پیدا کردند، دچار غرور شوند و خود را تافته جدابافته از دیگران بدانند و از آنها فاصله بگیرند.
یکى از روان شناسان مى گوید: از مهمترین عواملى که موجب مى شود انسان چیزها را عوضى ببیند، غرور است ، شیشه هاى الوانى که ندانسته در جلوى چشم انسان ایجاد مى شود، تمام این شیشه ها تمام این دیده هاى منحرف ، تمام این عوضى دیدنها به حکم غرور است . در زندگى روزانه خودتان واطرافیان اگر توجه کنید، مى بینید که بسیارى از کارها حتى احساسات و صفاتى را که یک جوان محبوب دارد، در این شخص بیاید ولى بعد از نیم ساعت که با او صحبت کردید، یکى از دوستانتان آهسته به شما بگوید، این جوان را من دیدم که در فلان مهمانى از شما بدگویى مى کرد، مثلا شکلتان یا اخلاقتان را تمسخر و تخطئه مى کرد، شنیدم همین چند عبارت چنان زخمى به غرور شما وارد مى آورد که فورا دیدتان نسبت به آن جوان عوض ‍ مى شود، صورتش را زشت مى بیند، اگر قدش بلند باشد و شما معمولا اشخاص قد بلند را تمجید مى کنید، در این مورد این شخص به نظرتان مى آید که او آدم دراز بى معنى است ، یعنى تمام صفات خوبى که در نظر شما زیبا و پسندیده جلوه مى کرد، در چند لحظه مبدل به زشتى و بدى مى شود و این درست به علت عینکهایى است که غرور به چشم شما زده است )).(کافى ، جلد 2، ص 124 - مرآت العقول ، جلد 8، ص 256 - مسندالامام الرضا، جلد 1، ص 273.)

نويسنده : تاريخ خبر : 1393/04/29 - 14:45:12 گروه خبري : آیات و احادیث

تصویر ثابت

محصولات تصادفي