Google

حجاب خون بهای شهید!!!

حجاب خون بهای شهید!!!

زن که وارد مغازه شد چهره ی محمود در هم رفت.ناراحت شد. سرش را به زیر انداخت ، لبش داشت زیر دندانش هایش پاره می شد....

هرچه زن می پرسید پسته کیلویی چند؟ جواب نمی داد. آخرش هم گفت: ما جنس نمی فروشم.

زن با عصبانیت گفت مگه دست خودته؟ پس چرا در مغازه ات را نمی بندی؟ همان طور که سرش زیر بود گفت: هروقت حجابت را درست کردی بیا تا بهت جنس بدم.

 

شهید محمود کاوه

نويسنده : تاريخ خبر : 1393/02/06 - 21:19:52 گروه خبري : حجاب

تصویر ثابت

محصولات تصادفي