Google

حجاب و راهبر دهای آن

حجاب و راهبر دهای آن

رضاخان که شخصا داراي باورهاي ديني ضعيفي بود؛ ريشه دار بودن تفکر ديني و مباني ارزشي حاکم بر جامعه ايراني را مانعي جدي بر سر راه فرايند مدرن سازي پنداشت، او پس از تنها سفر خارجي اش به ترکيه در 12 خرداد 1313، شديدا تحت تأثير اقدامات غرب گرايانه آتاتورک قرار گرفت. از اين رو پس از بازگشت به ايران تلاش کرد جامعه ايرا ني را به سوي غربي شدن سوق دهد.وي مدعي شد که اگر مردم لباس متحد الشکل بپوشند، کلاه پهلوي به سر گذارند و نسبت به تقيدات ديني سستي نشان دهند متمدن خواهند شد!!
مسافرت رضا پهلوي به ترکيه جداي از آنکه فصل جديدي در مناسبات دو کشور گشود، تغييرات عميقي نيز در روحيات و سياست هاي وي علي الخصوص درباره زنان و حجاب آنان بهوجود آورد. از اين رو بخشنامه کشف حجاب جهت تصويب رضا خان در تاريخ 27 آذر 1314 از طرف رئيس الوزرا به دربار فرستاده شد تا در اول دي همان سال دستور العمل اجراي غير رسمي" قانون کشف حجاب" به تمام ولايات ايران ارسال گردد.
حجابي که رضا پهلوي آن را مانع پيشرفت تلقي 
مي کرد؛ در تاريخ بشريت سابقه اي بس طولاني داشت.سابقه اي به طول تمامي تمدن بشريت.
مثلا زنان در دوره ساسانيان که رضا خان مدعي بازگشت به عظمت آن دوران بود؛داراي حجاب بودند. زنان در اين دوره كه احكام ديني زرتشتيان در كشوراعمال مي شده است همچنان داراي حجاب كامل بوده اند. در مورد پوشاك زنان اين دوره چنين آمده است؛ چادر كه از دوره هاي پيش (از زمان پيش از پارسيها به بعد) مورد استفاده بانوان ايراني بوده است در اين دوره نيز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است. در كتاب تمدن ساساني آمده است:حتي لباس هنرپيشگان زن مانند لباسهاي بلند ساير بانوان تا پشت پا كشيده شده است.يا در مقايسه چندين نقش سنگي آناهيتا و نقوش ديگر با هم به نظر مي رسد كه بانوان ساساني پيراهن بلند پرچين و گشاد مي پوشيدند و آن را با نواري در زير سينه (مانند بانوان اشكاني) جمع كرده مي بستند گاهي چادري گشاد و پرچين سر مي كردند تا به وسط ساق پا مي رسيده است. نقوشي كه از بانوان ساساني در بشقابهاينقره اي مانده حكايت مي كند كه هريك از بانوان چادري به خود مي پيچيدند.
پس اگر حجاب مانع پيشرفت بوده است ؛ چرا تمدن و امپراتوري ساسانيان براي رضا خان غبطه برانگيز بوده و آرزوي احياء آن را داشته است؟ واقعيت آن است که عامل پيشرفت يك ملت استقلال و اراده آنها براي تعالي است و عامل عقب ماندگي ؛
وابستگي و فقدان اراده و همت بلند و دهها عامل ديگر است.
اما چرا حجاب اکنون از بعد سياسي نيز اهميت يافته است؟
پس از پيروزي انقلاب اسلامي وبا گرايش بخش عظيمي از جامعه زنان به سوي حجاب به عنوان علامت باورمندي به ضرورت رعايت قوانين ديني در جامعه واعتقاد به امکان حضور فعال و در عين حال سالم زنان در جامعه اسلامي بخشي از گروههاي سياسي معارض از جمله بازماندگان رژيم سابق و نيز بعضي از گروههاي لاييک و مارکسيست به مخالفت با حجاب پرداخته و از سنگر دفاع از حقوق زنان و مخالفت با حجاب کوشيدند سکوي پرشي براي تهاجم به نظام سياسي حاکم بهوجود آورند. پس از شکست آنان در اين پروژه عملا اين جريانات در قالب بحث هاي حقوق بشر،حقوق زن يا فمينيسم اين روند را پي گرفتند؛اما با عدم موفقيت در اين مسير ؛ به مرور شاهد پياده شدن رويکردي پيچيده يعني تغيير مرزهاي حجاب و کمرنگ نمودن آن در يک پروسه زمانبر نمودند؛آنچه که از آن به عنوان پديده "بدحجابي "ياد مي شود.بررسي مواضع کشورهاي غربي معارض نظام اسلامي حاکي از آن است که از حجاب به عنوان پرچم جمهوري اسلامي در ميان زنان ياد مي کنند و بر آن هستند که عمق نفوذ نظام اسلامي در ميان جامعه زنان با ميزان گسترش حجاب رابطه داشته لذا هر چه حجاب ضعيفتر يا کمرنگ تر مورد استقبال قرار گيرد اين امر را به مثابه پيروزي خود و شکست جمهوري اسلامي در حوزه فرهنگ سازي تلقي کرده و اين شکست را مقدمه کاهش نفوذ معنوي و فرهنگي و حتي سياسي جمهوري اسلامي وانمود مي نمايند.
آسيب شناسي فرهنگ سازي در حوزه حجاب
طبيعي است که آسيب شناسي پديده اي تا اينگونه مهم مهلت و مجالي بس گسترده مي طلبد و بايستي در حوزه هاي متفاوت مورد بحث قرار گيرد.اما بررسي اجمالي آسيب شناسي اين موضوع نکات ذيل را به ما يادآوري مي نمايد:
1.عدم فرهنگ سازي از بدو شکل گيري شخصيت:
در احاديث ديني و نيز آموزه هاي روانشناسي به اثبات رسيده است که شکل گيري شخصيت از بدو تولد آغاز شده و از همان اوان تولد هويت شخص که مشتمل بر بايد ها و نبايد هاست ؛شکل مي گيرد.ترديدي نيست که آموزه هاي ديني و غور در مدل هاي تربيتي که از سخنان رهبران ديني استخراج مي شود؛دال بر ضرورت شکل دهي به هويت انسان ها از همان نخستين روزهاي زندگي البته با درک ظرافت هاي خاص آن است.متاسفانه ما شاهد برنامه ريزي مبتني بر راهبردي دقيق در سطح آموزش و پرورش براي انتقال ارزش هاي ديني آن گونه که بايد و نيز پردازش ديدگاههاي نسل نو در ارتباط با ارزش هاي ديني منجمله حجاب نيستيم و در اين راستا صرفا به پاره اي از نمادهاي ظاهري منجمله اصرار بر پوشش بدون توجيه لازم در سطح 
مهد کودک ها يا دبستان ها بسنده مي شود که گاه نه تنها به فرهنگ سازي کمکي نمي رساند بلکه حتي آثار و تبعات منفي نيز بر آن مترتب است.
2. اتکاء بر توصيه يا اجبار بهجاي اقناع:
در مواجهه با موضوع حجاب که از منطق و نيز سابقه تاريخي قدرتمندي به عنوان يک امر عقلاني و نه فقط ديني برخوردار است؛گاه مشاهده مي شود که صرفا بر ابزار اجبار يا نهايتا توصيه هايي از موضع برتر اکتفاء مي شود و عنصر عقلانيت و نيز اقناع که در مديريت برداشت از اهميت بسياري برخوردار است؛مورد غفلت قرار مي گيرد.نبايد فراموش کرد که پذيرش حجاب علاوه بر عنصر شرعي از عنصر قدرتمند پذيرش دروني هم بايد برخوردار باشد و اگر دقيقتر بيان شود حتي عنصر شرعي بر پذيرش دروني ابتناء مي يابد. طبع بشر بر اساس يافته هاي روانشناسي در برابر فشارهاي بيروني که اقناع دروني را در پي نداشته باشد؛واکنش نشان داده وآن 
توصيه ها را ولو براي خير و صلاح او صورت گرفته باشد؛ به عنوان امري بيگانه تلقي کرده و در برابر آن مقاومت صورت مي دهد.
3. عدم استمرار در فرهنگ سازي:
يکي از لوازم و ضروريات فرهنگ سازي استمرار است.بيگمان ارسال علامت ها و نشانه هاي حاوي پيام هاي فرهنگي از ارزش زيادي برخوردار است ولي عدم استمرار از ميزان تاثير گذاري آن شديدا مي کاهد.انسان بويژه در دنياي کنوني درفضايي تنفس مي کند که هر لحظه صدها پيام فرهنگي از منابع آشکار و پنهان بهسوي او ارسال مي شود.به عبارتي،اين تصور که سوژه مورد نظر صرفا در مسير يک پيام قرار دارد؛برداشتي ساده نگرانه است.فرهنگ هر شهروند ،در طول زمان ودر آن واحد در حال تاثير پذيري از پيام ها ي متفاوت و گاه متعارضي است که پيام ضرورت حجاب صرفا يکي از آنها شمرده ميشود.بنابراين عدم استمرار در ارسال پيام منجر به کاهش تاثير پيام شده و گاه حتي زمينه مناسب براي فعاليت هاي فرهنگي در اين راستا را نيز از ميان مي برد.
4. عدم تنوع در ارسال پيام ديني "ضرورت حجاب":
طبع بشر تنوع طلب است وارسال پيام واحد بدون رعايت جنبه هاي هنري که ذوق او را سيراب کند نه تنها مفيد نخواهد بود بلکه به نوعي منجر به انزجار او هم خواهد شد.ارسال مستمر يک پيام در روانشناسي حتي تا حد يک شکنجه زجر آور است و نظام هاي پليسي براي خسته سازي ذهن سوژه معمولا از آن بهره مي گيرند؛لذا نبايد از اين روش نامطلوب براي القاء و انتقال پيام هاي ارزشمند ديني بهره گرفت.بلکه شايسته است که پيام حجاب در قالب هاي جذاب و برحسب ذوق مخاطب تنظيم شده و از هنر که اساسا با ذوق مخاطب ارتباط دارد در اين مسير استفاده شود.
اين يک قاعده عقلاني است که "حرف خوب زدن" کفايت نمي کند بلکه بايد حرف خوب را نيز بهخوبي بيان نمود.بزرگترين هنر پيامبران علاوه بر انتقال پيام الهي آن است که اين پيام را به زيبايي به گونه اي بيان مي دارند که با طبع بشر همخوان بوده و از 
اين رو شاهديم که اساسا زيبايي شناسي بشر بر طبق پيام هاي الهي سامان يافته وخوب و بد و زشت و زيبا در فرهنگ بشر در تطابق با فرهنگ ديني معنا مي يابد؛چنانچه حتي نظام هاي ضدديني چون مارکسيسم هم مي کوشد خود را حامي ارزش هاي متعالي چون عدالت بنماياند و غرب نيز عليرغم تحريف ارزش هاي انساني تلاش دارد نوعي از توجيه قابل قبول براي رفتار خود عرضه نمايد که به ظاهر با قواعد عقلاني که عمدتا مبتني بر ارزش هاي ديني است؛همخوان باشد. به همين دليل با کمال تاسف شاهديم که گاه آنان پيام هاي نادرست و خلاف طبع بشر را در بسته بندي زيبا عرضه مي دارند تا در بازار يابي انديشه ها مشتريان بيشتري را جذب نمايند ودر مقابل گاه باورمندان به ارزش هاي ديني زيبا ترين باورها و ارزش ها را نمي توانند آن گونه که در ذات خود زيباست عرضه دارند! اين نقصي مهم است که نبايد ناديده انگاشته شود.
اما از نظر نبايد دور داشت كه حجاب اسلامي برگزيده زنان مسلمان ايراني است و كيد دشمنان براي كمرنگ كردن حجاب اسلامي كه تضمين كننده بسياري مواهب فردي و اجتماعي براي آنان است به نتيجه نخواهد رسيد.امروزه زنان ايراني بهواسطه آرامش وامنيتي كه بهواسطه حجاب برايشان فراهم شده به راحتي در جامعه حضور مييابند ودرعرصه هاي مختلف به فعاليت گسترده مي پردازند. دستاوردهاي حضور پويا وسالم زنان در جامعه به واسطه امنيت حاصل از حجاب اسلامي تا به آنجاست كه اين رويكرد به مثابه يك موهبت الهي تلقي ميگردد وموجب سرعت گرفتن پيشرفت زنان در زمينه هاي مختلف علمي- تحقيقاتي ومديريتي شده است.اما باز هم تاكيد بر اين نكته ضروري است كه براي گسترش فرهنگ حجاب و عفاف در كشور بايد در ارائه صحيح آموزه هاي ديني دقت كرد.

نويسنده : تاريخ خبر : 1392/12/26 - 20:57:24 گروه خبري : حجاب

تصویر ثابت

محصولات تصادفي