Google

مد یا بد حجابی؟

مد یا بد حجابی؟

« پديده اي كه خوب و بد بودنش مطلق نيست و گاه خوب است و گاه خيلي بد! هيچ چيز در «مد» ثبات ندارد جز تغيير، يك سال بنفش، سال ديگر قهوه اي، روزي لباس هاي كوتاه روز ديگر بلند! تغييري بي وقفه و اغلب نفس گير براي جيب هاي افراد مدگراي يك جامعه كه گاه به شدت با عنصر زيبايي شناسي در تضاد است و گاه چنان در بي نظمي و شلختگي تعريف مي شود كه بيش از آنكه چشم نواز باشد، حال به هم زن است...به هر حال همه اينها شكلي از مد هستند تا برخي افراد به وسيله آن طبقه اجتماعي و هويت فردي خود را به نمايش بگذارند، هويتي كه گاهي در تاروپود همين مدهاي زمان دار تعريف مي شود...با هم كمي مدگرايي كنيم؟ بفرماييد! 
مد از كي به ايران آمد؟ 
برخي رضاخان را بنيانگذار مدگرايي در ايران و تقليد از غرب مي دانند و عده اي نيز معتقدند اولين محصلان ايراني كه در دوره قاجار براي تحصيل به اروپا سفر كردند، مد را به ايران آورده اند. اگر دومي را بپذيريم تاريخچه مد در ايران به دربار قاجار ها مي رسد البته در آن زمان مدهاي اروپا به خصوص فرانسه فقط در دربار مشاهده مي شد اما در دوره رضاخان تجدد و مدگرايي به مردم عادي هم تسري پيدا كرد و با ايجاد مغازه هاي خيابان جمهوري و شكل گيري طبقه متوسط ايراني بحث مد داغ تر شد و براي همين هم شايد هيپي گري اولين مدي بود كه جوانان ايراني از غرب اقتباس كردند. لطفا سري به آلبوم عكس خانوادگي تان بزنيد، عكس پدر را چك كنيد...چقدر مو داشته! 
از دوره كلاه شاپو، موي بريانتين زده و سبيل داگلاسي تا خط ريش سوزني و ريش لنگري راه درازي در عرصه مد و عرضه كالاهاي زيبايي، آرايشي و بهداشتي طي شده است. براساس اطلاعات موجود در ايران، آقايان پيشگامان مدگرايي بوده اند، آن ها كه در دوران قاجار و سال هاي اوليه حكومت رضاخان مجال بيشتري براي استفاده از مدل هاي غربي و آراستن ظاهر خود داشتند، در سال هاي بعد كم كم عرصه را به خانم ها واگذار كردندو حالا گويا بدجوري بازي را باخته اند! 
رونق بازار، افزايش تقاضاي مصرف كنندگان، به وجود آمدن رفاه نسبي در زندگي طبقه متوسط و همچنين ابزارهاي ارتباطي، انسان ها را به سوي توجه بيشتر به ظواهر زندگي سوق داد. در عصر ارتباطات هم دنياي بي انتهاي تبليغات، چرخه توليد و مصرف را چنان گسترش داده است كه به دنبال آن خيابان هاي تهران پر مي شود از لباس هاي زرد، سبز، نارنجي و قرمز، كفش هاي هري پاتري، شلوارهاي كوتاه، مانتوهاي آستين كوتاه، بلوزهاي تنگ، موي تن تني و تيفوسي، رنگ موهاي فانتزي و... خلاصه هر آنچه كه بخواهيد هست! حتي گاه اگر بر اثر يك اشتباه، محصولي توليد شود كه هيچ مبنا و قاعده اي نداشته، يكباره به مد اول كشور تبديل مي شود؛ به يك مثال توجه بفرماييد: مي گفتند دوستي داشته ريشش را اصلاح مي كرده، يه تكه زير چانه اش مانده بوده كه برق رفته و اصلاح نشده، حالا همين يك ذره ريش مد مي شود و ... در واقع خيلي از مدها، مبناي عقلاني و يا دليل خاصي ندارد، صرفا جهت زيبايي و البته بيشتر «خودنمايي» است. براي همين هم نمي توان به طور كلي «مد» را تاييد را رد كرد. باز هم سري به آلبوم عكس خانوادگي بزنيد، اوايل دهه 70، شلوارهاي پاچه خمره اي مد شده بود؛ الان اگر يك ميليون تومان هم بدهند به نسل ما براي پوشيدن نيم ساعت همان شلوارهايي كه روزي مد بودند، عمرا هيچ كدام قبول نكنيم، علتش واضح است، ديگر در آن مدل شلوار، زيبايي خاصي نمي بينيم. همين طور براي خانم ها؛ مثلا مانتوي خفاشي! مد با گذشت زمان از مد مي افتد مگر اينكه خيلي مد باشد! گرچه گاه بازگشت به 40 سال قبل هم خودش نوعي مد است! 
مي پوشم پس هستم... 
پوشش و لباس جداي آنكه به عنوان يك نياز اصلي براي بشر به حساب مي آيد، عاملي براي نمايش اعتقاد و شخصيت افراد هم هست. خيلي رسمي اين حرف مي شود اينكه لباس، به نوعي پرچم وجودي انسان است. ما مي پوشيم و به وسيله نوع پوشش بخشي از هويت خود را عرضه مي كنيم. اگرچه هر كسي كه روپوش سفيد به تن داشت حتي اگر آمپول زن بود، به او مي گويند دكتر! اما هر كسي كت وشلوار پوشيد، مدير كل نيست! و هركه تي شرت تنش كرد، يك جوان خوش گذران. مثل داستان مد، لباس پوشيدن هم به طور مطلق بيانگر شخصيت ما نيست؛ درست به عكس ارائه بليط در اتوبوس! اين غير مطلق بودن از آن جهت مورد تاكيد است كه آدم ها را با نوع لباس پوشيدن «قضاوت» نكنيم! و توقع نداشته باشيم همه پسرها، كت و شلوار بپوشند و همه خانم ها هم چادر مشكي. اما بايد توقع داشته باشيم كه لباس خوب و زيبا بپوشيم و اگر روزي نسل سوم ما به شلختگي پوشش رسيد، حتما يك جاي كار ما لنگ مي زده كه »زيبايي« را در شلختگي و مثلا شلوار ريش ريش شده و پيراهن يك وجب بالاتر از شلوار برايش معنا كرده اند! بله لباس پوشيدن، ماشين سواري نيست كه آيين نامه و امتحان و گواهينامه و مقررات داشته باشد؛ چگونه پوشيدن در درجه نخست يك امر سليقه اي است اما به هر حال ارتباط نزديكي با فرهنگ يك ملت دارد. كافي است به پوشش اقوام عزيز كشورمان نگاهي بيندازيد تا دست تان بيايد چقدر اين لباس حرمت دارد. همه جوش و خروش ما هم همين است كه خودمان بفهميم داريم چه مي پوشيم؛ همين! 
اثر انگشت يك ملت
لطفا به كمي شعار به دربخور توجه فرماييد: هر ملتي اثر انگشتي دارد كه آن ملت را در ميان ملل ديگر متمايز مي كند، اين اثر انگشت بخشي از هويت و موجوديت او است كه نمي توان جايگزيني براي آن تراشيد، اثر انگشتي كه خود را در باور ها، آداب و رسوم، زبان و گويش و سرانجام لباس نشان مي دهد. اگر براي بشر ديروز لباس دو وجه عمده پوشانيدن -برخاسته از شرم فطري انسان- و حفاظت از انسان در برابر تغييرات اقليمي را داشته امروز وجه ديگري به اين موضوع اضافه شده و آن تبديل لباس به يك عنصر هويتي و موجوديت بخش است. معلوم است كه اگر مي خواهيم هويت خود را در تعاملات جهاني داشته باشيم بايد اثر انگشت هايمان را حفظ كنيم. 
حالا سوال اين است كه واقعا براي اين داستان در طول سالهاي انقلاب چه كرده ايم؟ جان؟ شوراي عالي انقلاب فرهنگي؟ شوراي فرهنگ عمومي؟ توقعات بيجا كه مي گويند اينجاست! بله؟ دولت؟ استغفر الله! فعلا همه كار دارند جز نيروي محترم انتظامي. آقا خدا قوت! ما كلا از كسي توقع نداريم و همچنان به همان معدود كارگاه هاي توليدي زيرزميني هم نسلان خودمان قانعيم كه هر ازگاهي با دست خالي خلاقيت هايي به خرج مي دهند و اتفاق هاي تازه اي در بازار مد و لباس و آرايش رخ مي دهد اما آبي از جماعت مسولان و نهادهايي كه با دبدبه و كبكبه هيچ وقت با مردم پيش نيامده اند و يا عقب تر بوده اند و يا اصلا نبوده اند، گرم نمي شود. شما هم زياد به آن جماعت دل نبنديد. 
به خاطر همين نهادها و برخي مسولان ما سال ها اصل لذت، عناصر زيبا شناختي و جذابيت را دست كم گرفته ايم، گمان برديم بين جذابيت و زيبايي و پوشانندگي و الگوي اسلامي فاصله زيادي وجود دارد اما ماجرا اين گونه نيست؛ متاسفانه ما انواع و اقسام روش ها را براي جلوگيري از نفوذ مد ها و مدل هاي غربي در كشور به كار برديم غافل از اينكه مي توانيم با حمايت از استعدادهاي فراواني كه در حوزه مد و لباس در كشور داريم به جاي آنكه همواره در فكر پاتك باشيم؛ خودمان مبدع طرح هاي جذابي از انواع و اقسام لباس هاي زنانه و مردانه باشيم كه مخاطب آن سوي مرز ها را نيز به سمت خود بكشانيم.
آقايان بيدار شويد لطفا! 
امروز با نگاهي به در و ديوار شهر هم مي توانيم به اين نتيجه برسيم كه گويا بعد از سال ها طراحان و توليدكنندگان لباس در كشور از خواب خرگوشي خود بيدار شدند و به فكر استفاده از پتانسيل هاي موجود در كشور افتاده اند، ديروز استفاده از بازيگران و بازيكنان داخلي براي معرفي لباس ها و برندهاي داخلي و امروز صاحبان كمپاني هاي بزرگ سراغ افرادي رفته اند كه شهرتي ندارند اما استعداد، زمينه و گاهي دانشي هم در زمينه مدل شدن دارند. كافي است كمي فقط كمي از طراحان خوش ذوق داخلي حمايت كنيم، باور كنيد ما پرچمدار مدل در جهان خواهيم شد، فقط كمي حمايت مي خواهد چه در بحث توليد و چه در زمينه تبليغ كه دومي به مراتب مهم تر از اولي است. 

 

نويسنده : تاريخ خبر : 1392/12/23 - 20:52:56 گروه خبري : حجاب

تصویر ثابت

محصولات تصادفي

چادر مانتو ملیکه 70,000 تومان