Google

چند تفسیر از جایگاه زن

چند تفسیر از جایگاه زن

در سده هاي اخير و با ورود زنان به فعاليت هاي اجتماعي بحث هاي جديدي شکل گرفته اند که مي توان گفت تا قبل از آن يا اصلا مطرح نبوده و يا شدت و اهميت کنوني را نداشته است. زنان خواستار حقوق اجتماعي و جايگاه ها و مقام هاي بالاتري در عرصه رقابت با مردان هستند و با هدف احياي حقوق از دست رفته و يا کسب جايگاه مناسب و از اين قبيل اهداف، اقدام به فعاليت ها و ايجاد کميته ها، نشست ها، تشکيلات و حتي جريان هاي فکري همچون فمينيست کرده اند.
آنچه در اين بحث مطرح خواهد شد بررسي ديدگاه بعضي از مسلمانان نسبت به زنان است. با يک نگاه اجمالي به اين ديدگاه ها مي توان نگرش هاي متفاوتي را که درباره زنان وجود دارد به دو دسته تقسيم کنيم. دسته اول افرادي هستند که تنها با ظاهر دين سر و کار داشته و آنچه را به صورت مستقيم از آيات و روايات به دست مي آيد سرلوحه افکار و اعتقادات خود قرار مي دهند. دسته دوم با انعطاف بيشتر و برداشت هاي عميق تر ولي در عين حال غربي تر به اين مسئله مي پردازند. مسلما اختلافاتي که بين مردان و زنان وجود دارد در دسته اول بيشتر مطرح خواهد شد.
زماني که اسلام وارد زندگي مردم شد زن چنان جايگاهي داشت که نه تنها تولد يک نوزاد دختر ننگ و سرافکندگي بود چه بسا به زنده به گور شدن طفل مي انجاميد. در چنين فضايي پيامبر(ص) نهضتي را آغاز کرد که زن بتواند شان مناسب خود را بيابد و همچون مردان با داشتن حقوق اجتماعي مخصوص به خود در جامعه زندگي کند. در واقع فعاليت هايي که ايشان انجام دادند شروع برنامه اي بود که با گذشت زمان و پيگيري جدي به ثمر مي نشست. در حالي که گروه اول معتقدند آنچه پيامبر در اين زمينه و در بين مردمان عرب اجرا کرده اندسند تغيير ناپذيري است که اجراي بي چون و چراي آن بر ما واجب است. اما تفکرات گروه دوم بيشتر از گروه قبل بر اساس تفکرات شيعه و بر مبناي فقه بنا شده است. از نظر آنان پويايي دين از صفات اصلي و جدانشدني آن است. اسلام در ابتدا روندي را آغاز کرد و در مدت زمان حيات پيامبر(ص) اين روند ادامه داشت تا اينکه توانست بسياري از ارزش ها را متناسب با اوضاع حاکم بهبود ببخشد. اما اين حرکت متوقف نشده است. آنان با در نظر گرفتن بعد عرفاني و درک روانشناسانه و با در نظر گرفتن مباني انسان شناسي و اخلاق گرايانه به زن مي نگرند و در نتيجه اين نگرش مسئله اختلاف بين زن و مرد در دسته دوم کمتر از دسته اول به چشم ميخورد. البته در هر دو ديدگاه ظاهرا تضاد هايي ديده مي شود که موجب انتقاداتي شده که طرفداران هر يک بر ديگري وارد کرده اند. يک نمونه از اين روايات که دسته اول به آن تاکيد دارند روايتي است از حضرت محمد (ص) که مي فرمايند: 
"من از دنيا دو چيز را دوست دارم: يکي زن و ديگري عطر " 
پس مي توان دريافت که ايشان براي زنان اهميت ويژه اي قائل بوده اند. در حالي که در روايت ديگري داريم: " خدا را با چند خصلت عصيان مي کنيد. از جمه حب دنيا، حب مقام، حب طعام و حب زنان " اين تعارض آشکاري است که نياز به توضيح و تبيين دارد. در اين مواقع و با وجود چنين ابهاماتي نياز به مراجعه به عالم ديني و فقيه آشنا به سنت و روايت به شدت احساس مي شود. در حالي که طرفداران اين گروه از عهده پاسخ به آن عاجزند. در گروه دوم اين قبيل تضاد هادر آثار فقيهان، عالمان اخلاق و عرفا به چشم مي خورد. براي نمونه غزالي در کيمياي سعادت اين گونه به اين مطلب اشاره کرده: " زن در خانه نشيند و بي دستور وي بيرون نرود ".
در صورتي که مولانا که طبق اين تقسيم بندي در گروه دوم قرار مي گيرد در فيه ما فيه از مردان مي خواهد زنانشان را در خانه نگه ندارند زيرا او در اين باره معتقد است: " منع جز رغبت را افزون نمي کند ". اين قبيل ابهامات در هر دو دسته فراوان به چشم مي خورد. همان طور که گفته شد زنان در سرتاسر جهان بخصوص زنان مسلمان که امروزه وارد عرصه هاي اجتماعي شده اند خود دست به اقداماتي زده اند تا بتوانند درونيات خود را هر چه روشن تر بروز دهند. آنان معتقدند يکي از دلايل وجود اين تعارضات عدم شناخت کافي از جنس مؤنث است و اميدوارند با شناخت دقيق تر نسبت به زنان اين مشکلات رفع گردند.

نويسنده : تاريخ خبر : 1392/12/17 - 20:45:40 گروه خبري : حجاب

تصویر ثابت

محصولات تصادفي

چادر جده ساتن 86,000 تومان