Google

حفظ نشاط جنسی با رعایت حجاب

حفظ نشاط جنسی با رعایت حجاب

پس حجاب یک فرهنگ جنسی است که سبب گرم واقع شدن غریزه جنسی در سطح یک جامعه و هدایت ارضای آن در قالب خانواده می‏شود به همین دلیل امروزه شرق به علت محور قرار دادن ارضای جنسی و حجاب، جنسی‏تر از غرب قرار داده شده است
برهنگی در غرب، بی‏رغبتی جنسی را برای غربی به ارمغان آورد، چرا که برهنگی سبب تحریک اولیه انسان به طرف عمل جنسی در سنین اولیه بلوغ می‏شود، ولی در نهایت‏به سرد مزاجی جنسی تبدیل می‏شود، چرا که اسراف جنسی در دوران بلوغ، به بی‏رغبتی جنسی در سنین بالاتر منتهی می‏شود، مگر آنکه کالاهای رغبت افزای جنسی به میدان بیاید، مثل الکل و یا قرص‏های نشاط آور جنسی که باز در دراز مدت سبب بی‏رغبتی جنسی بیشتر خواهد بود و چون غریزه جنسی که نشاط آور زندگی است، به رکود کشانده شود، بنیاد خانواده رو به سستی می‏رود و فحشا جای آن را پر می‏کند و افسردگی فردی بر افراد حاکم می‏شود که به عنوان طاعون عصر غرب مطرح شده است; پس برهنگی بر افسردگی جنسی غرب، و رکود روحی و روانی افراد افزوده است .
حجت‌الاسلام و المسلمین زیبایی‌نژاد، دانش‌آموخته و استاد حوزه، به عنوان محقق و پژوهشگر حوزه زنان و خانواده شناخته شده و هم‌اکنون ریاست مرکز تحقیقات زن و خانواده را بر عهده دارد. این فرضیه را که «جامعه باحجاب، جامعه جنسی‌تری است.» و «حجاب، باعث بیشتر شدن نگاه جنسی به زن می‌شود.» را مورد بررسی قرار دادیم.
در حجاب فرضیه‌ای مطرح می‌شود مبنی بر اینکه هرچه جامعه باحجاب تر باشد، جنسی‌تر است؛ یعنی طبع و ذات انسان از هر آنچه که از آن منع می‌شود، نسبت به آن حریص‌تر می‌گردد، نظر شما در خصوص این گزاره چیست؟ آیا با این گزاره موافقید؟
ما ادعایمان این است که بالا رفتن سطح تحریک‌پذیری در جامعه، امر مطلوبی نیست؛ چرا که در این شرایط شخص از رابطه جنسی با همسرش و در محیط خانواده احساس اقناع نمی‌کند. البته اسلام از یک سو حفظ حریم‌ها را مطرح کرده و گفته حجاب داشته باشیم و از سوی دیگر به مردها توصیه می‌کند که غیرتمند باشند و به ناموس مردم نگاه نکنند و اجازه ندهند کسی به ناموسشان توجه کند
البته این امر یک قاعده کلی نیست؛ به خصوص در بسیاری از امور که طبع انسان با آن‌ها منافرت و ناسازگاری دارد؛ مثلاً وقتی در احکام شرعی آمده است خوردن کثافات حرام است، این ممنوعیت باعث نمی‌شود فرد ترغیب شود آن کار را انجام دهد. لذا اغلب در جایی این بحث پیش می‌آید که در درون آدم زمینه و کشش طبیعی نسبت به چیزی وجود داشته باشد.
شما از طرح این پرسش چه نتیجه‌ای می‌خواهید بگیرید؟ آیا از اینکه «النّاس حریص علی ما منع» می‌خواهید نتیجه بگیرید که هیچ قانون و ممنوعیتی نباید وجود داشته باشد؟ مثلاً چراغ راهنمایی ضوابط عبور و مرور از چهارراه را برای ما تعیین می‌کند و قانون گذار گفته که همه باید پشت چراغ قرمز بایستند. بعضی رانندگان وقتی به این چراغ قرمز می‌رسند برای نشان دادن خودشان و هویت نمایی، از چراغ قرمز عبور می‌کنند، اما آیا دلیلی است بر اینکه قانون گذاری نکنیم؟ اگر این‌طور باشد که اصلاً نبایستی هیچ قانونی در اجتماع داشته باشیم.
آیا معتقد هستید که وقتی قانون گذار تجاوز به عنف را ممنوع می‌کند، مردم بیشتر تحریک می‌شوند و به همین دلیل تجاوز به عنف هم باید جایز باشد؟
ببینید انسان غریزه‌ای دارد به نام غریزه جنسی. خداوند این نیاز جنسی را در وجود بشر قرار داده تا او را به سمت رابطه زناشویی و تشکیل خانواده هدایت کند. چون اگر قرار بود زندگی خانوادگی منشأ محاسباتی داشته باشد، بسیاری از افراد تشکیل خانواده نمی‌دادند؛ ولی وقتی نیاز جنسی و نیاز به آرامش روانی آدم را تسخیر می‌کند، خیلی به این پیامدهایش فکر نمی‌کند. پس کارکرد این غریزه دوام نسل بشر است.
این نیاز جنسی باید در حدی باشد که از یک طرف فرد را به زندگی زناشویی تشویق کند و از طرف دیگر آنقدر افسارگسیخته نشود که دیگر در خدمت عقل نباشد.
حال این پرسش پیش می‌آید که آیا جامعه جنسی شده خوب است؟ در جواب باید گفت جامعه جنسی شده‌ای که عقل در آن حاکم باشد خوب است، ولی نبایستی مهار از دست عقل خارج شده و رفتارهای احساسی جنسی در جامعه زیاد شود.
بحث دوم این است که در مباحث اقتصادی، امنیتی و جنسی یک خط فرضی داریم به نام آستانه رضایتمندی و آستانه امنیت؛
معادله احساس رضایتمندی از زندگی مساوی است با یک خط کسری که صورت آن امکانات و مخرجش توقعات و انتظارات است؛ اگر امکانات بیش از توقعات باشد، رضایتمندی از زندگی بالا می‌آید، ولی اگر امکانات را زیادتر کنیم و از طرفی توقعات بیشتر از امکانات رشد کرد، احساس رضایتمندی از زندگی کم می‌شود. در بحث رضایتمندی جنسی نیز به همین منوال است؛ زمانی که امکانات و انتظارات جنسی فرد به حد تعادل برسد، رضایتمندی جنسی حاصل می‌شود، اما اگر سطح توقعات جنسی را بالا آوردید و امکانات ثابت ماند یا به همان اندازه رشد نکرد، رضایتمندی جنسی کم می‌شود.
«ازدواج در جامعه اسلامی آزادی از محرومیت جنسی است، ولی در کشورهای غربی تن دادن به محرومیت جنسی است.» در اسلام زمانی که فرد بالغ می‌شود، ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های مختلفی برای او قرار داده و از طرفی او را به سمت ازدواج هدایت می‌کنند.
به تعبیر دیگر هر چه فضای جامعه بازتر شود، آستانه رضایتمندی جنسی بالاتر می‌آید و فرد بایستی انرژی بیشتری صرف کند تا به رضایتمندی جنسی برسد. یک زمانی شخص با رابطه عادی با همسرش احساس رضایت می‌کرد، اما الان بهانه‌گیری مرد نسبت به همسرش زیادتر می‌شود و دیگر همسرش برایش جذابیتی ندارد.
ما ادعایمان این است که بالا رفتن سطح تحریک‌پذیری در جامعه، امر مطلوبی نیست؛ چرا که در این شرایط شخص از رابطه جنسی با همسرش و در محیط خانواده احساس اقناع نمی‌کند. البته اسلام از یک سو حفظ حریم‌ها را مطرح کرده و گفته حجاب داشته باشیم و از سوی دیگر به مردها توصیه می‌کند که غیرتمند باشند و به ناموس مردم نگاه نکنند و اجازه ندهند کسی به ناموسشان توجه کند.
همچنین بحث دیگری که در اسلام مطرح می‌شود، تسهیل گردانی جنسی است؛ یعنی شخص زمانی که از خانه خارج می‌شود، نبایستی تشنگی مفرط جنسی داشته باشد؛ یعنی اسلام در کنار ایجاد این‌گونه محدودیت‌ها، راه‌های حلال را تسهیل می‌کند؛ می‌گوید در سنین پایین‌تر ازدواج کنید، آداب ارتباط زناشویی را به همسران می‌آموزد.
حالا موقعی که می‌خواهیم در سطح کلان جامعه برنامه‌ریزی اجتماعی داشته باشیم، اگر حکومت فقط بر محدودیت‌ها برنامه‌ریزی کند، یعنی مثلاً بگوید "حجاب لازم است"، "با نگاه نامشروع مقابله می‌کنیم"،  و... ولی به تسهیل گردانی جنسی حلال در جامعه توجه نکند، جامعه تعادل خود را از دست می‌دهد و مقاومت اجتماعی تولید می‌شود،ایجاد این محدودیت‌ها بدون در نظر گرفتن تسهیل گردانی ازدواج و سوپاپ‌های اطمینان، جامعه را در حالت انفجار قرار می‌دهد و این انفجار خود را به صورت روابط جنسی و مزاحمت‌های جنسی و یا فشارهای عصبی و... نشان می‌دهد.
و به نظر شما این جامعه ایده‌آلی که از نظر اسلام شما تصویر کردید کمک نمی‌کند نگاه جنسی به زن به تعبیر منفی آن زیاد شود؟
ببینید جامعه‌ای که از نظر جنسی سیراب است، یعنی عطش جنسی آن کنترل شده و جامعه‌ای که غیرت و قانون‌مداری در آن حکم‌فرماست، نگاه جنسی تعدیل شده‌ای به زن خواهد داشت، ولی هیچ‌گاه نبایستی نگاه جنسی از بین برود. برخی هم می‌گویند نگاه زن و مرد به یکدیگر باید صرفاً انسانی باشد نه جنسی، بنده می‌گویم کسی این نگاه را دارد که حواسش نباشد زن و مرد در نهاد خود کشش جنسی نسبت به یکدیگر دارند و حتی اگر سیراب جنسی هم باشند و در محیط اجتماعی کنار هم قرار بگیرند، تحریک جنسی وجود دارد؛ مگر اینکه عرض کردم قدیس باشند یا بیمار. لذا در آموزه‌های دینی گفته‌اند که تلاشتان در راستای کاستن از هم‌نشینی غیرضروری باشد؛ نگفتند حرام است، ولی گفته‌اند اگر ضرورتی ندارد، مستحب است مرد و زن نامحرم با یکدیگر حرف اضافه نزنند.
اتفاقاً اگر در جامعه جوانان به جای اینکه با بدن عریان زن تحریک شوند، با مانتو او تحریک شوند، نشانگر آن است که آستانه رضایتمندی پایین مانده است. استاد مطهری در این خصوص می‌فرمایند: «ازدواج در جامعه اسلامی آزادی از محرومیت جنسی است، ولی در کشورهای غربی تن دادن به محرومیت جنسی است.» در اسلام زمانی که فرد بالغ می‌شود، ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های مختلفی برای او قرار داده و از طرفی او را به سمت ازدواج هدایت می‌کنند.
منابع: مهرخانه/گروه اینترنتی رهروان ولایت /تبیان

 

نويسنده : تاريخ خبر : 1392/12/15 - 21:50:27 گروه خبري : حجاب

تصویر ثابت

محصولات تصادفي