Google

با هم بخندیم نه به هم!

با هم بخندیم نه به هم!

یکی از شاخه های مهم و تأثیرگذار در ادبیات سیاسی و اجتماعی دیروز و امروز جهان، طنز و فکاهی با انواع و اقسام آن است. آیا طنز به قول مولانا جلال الدین رومی شکل دیگر خندیدن است؟ آن جا که می سراید «عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن» یا آن که دیگر خنداندن؟ یا استهزا و دست انداختن دیگران است؟ 

 

نظر قرآن درباره مسخره کردن دیگران 

در قرآن کریم آیه هاى زیادى درباه مسخره کردن وجود دارد که مشهورترین این آیه ها آیه 11 سوره حجرات است. خدا در این آیه مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید گروهى از زن ها هم گروه دیگرى از زن ها را مسخره کنند. شاید آن زن ها از این زن ها  که دیگران را مسخره مى کنند بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویى نکنید و با لقب هاى زشت و ناپسند از یکدیگر نام نبرید.» خدا در این آیه از همه ما مى خواهد که دیگران را مسخره نکنیم، 

کسانى که مردم را مسخره مى کنند حتماً فکر مى کنند که خودشان عیب و نقصى ندارند، ولى اشتباه مى کنند. مسلمان واقعى نباید چنین کار زشتى را انجام دهد. اگر دقّت کنید مى بینید آیه یازده سوره حجرات این گونه شروع مى شود: «اى کسانى که ایمان آورده اید.» یعنى اگر واقعاً به خدا ایمان دارید نباید برادران و خواهران دینى خود را مسخره کنید.

در آیه نخست سوره همزه هم درباره مسخره کنندگان مى فرماید: «واى بر هر عیبجوى مسخره کننده اى.»

این مفهوم در آیات قرآنی با واژگان دیگری چون سخریه، ضحک، غمز، لمز و همز بیان شده است. البته برخی میان سخریه و استهزا تفاوت هایی قایل شده و گفته اند که استهزا در جایی به کار می رود که شخص بدون این که کاری انجام دهد ریشخند می شود ولی سخریه در آن جایی است که این ریشخند به خاطر کاری است که شخص انجام می دهد. (الفروق اللغویه ص50) ضحک به معنای خنده، غمز به معنای اشاره با چشم و ابرو، همز به معنای عیب جویی در غیاب شخص و لمز به معنای عیب جویی در حضور شخص و مسخره کردن وی آمده است که همه این ها جنبه ای از ابعاد استهزا می باشد. (لسان العرب، التحقیق، کشاف زمخشری ج4 ص795)


در آیات قرآنی از دو منظر به مسأله استهزا توجه شده است: نخست از منظر امور اعتقادی و مسایل مرتبط با آن است. این آیات که مربوط به حوزه عقیده و دین است به مسأله تمسخر مخالفان دین اشاره می کند و آنان را از این کار بازمی دارد و تهدید می کند.دوم ازمنظر امور اخلاقی به این مسأله توجه داده شده که این گونه رفتار نه تنها در شأن مؤمنان نیست بلکه ناهنجاری است که می بایست از آن پرهیز کرد. از این رو قرآن با اشاره به منشأ این ناهنجاری و آثار و پیامدهای اجتماعی و روحی و روانی آن و بیان عاقبت این کار به کسانی که در این وادی به استهزای مؤمنان می پردازند و آن را امری عادی برمی شمارند هشدار داده و تهدید به مجازات و کیفری سخت در آخرت می کند. 


ریشه های روانی اجتماعی تمسخر

از نظر قرآن ریشه های متعددی را می توان برای این ناهنجاری اخلاقی برشمرد. از جمله علل این رفتار جهل و نادانی است. به این معنا که انسان جاهل بدون توجه به مسایل و فهم و درک درست آن تنها بر پایه ظاهر حکم کرده و رفتاری را به تمسخر می گیرد که اگر خوب دقت کند و در آن تأمل نماید درمی یابد که این دسته از رفتارها در آن اندازه نیست که بتوان آن را زشت شمرد و به تمسخر گرفت. بسیار دیده شده است که برخی از استهزاکنندگان بدون فهم مسأله به تمسخر کردن می پردازند. (بقره آیه67)

دومین عاملی که موجب می شود تا شخص یا گروهی به تمسخر دیگران بپردازند خود برتر بینی و غرور و خودخواهی قومی و نژادی است.  

 
تمسخر و اثر اجتماعی آن 
از آثار نخست این عمل نابهنجار می توان به مسئله دامن زدن به اختلافات میان قوم ها و گروه ها اشاره کرد. به این معنا که مومنان را از یک دیگر دور ساخته و الفت و عشق را از ایشان می راند و موجبات عداوت در میان ایشان را فراهم می آورد. از این روست که قرآن در سوره حجرات از اموری چون غیبت و تمسخر بازداشته و از مومنان خواسته که این شیوه رفتاری را کنار گذاشته و به تمسخر و غیبت دیگران نپردازند. (حجرات آیه 11)

دومین پیامدی که می توان بدان اشاره کرد مسئله ارتداد است. کسانی که به تمسخر دیگران و به ویژه مومنان می پردازند با این روش دل هایشان می میرد و اندک اندک از دایره ایمان خارج می شوند. (توبه آیه 64 تا 66)

سومین اثر و پیامد تمسخر دیگران فراموشی خداوند است. به این معنا که موجب می شود تا دل ها سخت شده و یاد خدا و قیامت از دل ها بیرون رود. (جاثیه آیه 34 و مومنون آیه 110) 

راه رهایی از این خصیصه
برای رهیدن از این نابهنجاری اجتماعی و اخلاقی، قرآن دستور می دهد که مومنان افراد تمسخر کننده را پند دهند (هود آیه 87) و از هم نشینی با آنان پرهیز نمایند. (انعام آیه 68 و حجر آیه 94) و از دوستی با آنان خودداری کنند.(مائده آیه 57) و در صورتی که این کار از سوی دشمنان خدا و دین صورت گیرد به مقابله به مثل هم اقدام کنند.(هود آیه 38)

 

روایات و مسئله شوخی و تمسخر: 
پیامبر (صلی الله علیه و آله) شوخى مى‏کرد و جز حق، چیزى نمى‏گفت، و هیچ دلى را نمى‏آزرد، و هیچ گاه، کم و زیادى در شوخى نمى‏کرد، امّا اشتباه بزرگ آن است که انسان شوخى را پیشه کند و همواره بر این روش ادامه دهد و تند روى کند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) زیاد تبسّم مى‏کرد، و از جمله شوخیهاى آن بزرگوار آن است که نقل کرده‏اند: پیرزنى نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: هیچ پیرزنى وارد بهشت نمى‏شود، آن زن شروع به گریه کرد.پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: تو آن روز پیر نیستى، خداى متعال فرموده است: «ما آنان را بگونه‏اى آفریدیم، و ایشان را باکره قرار دادیم.

همچنین از ایشان نقل کرده‏اند که فرمود: من شوخى مي کنم ولى در شوخیم جز سخن حق نمي ‏گویم،آرى کسى همچون پیامبر (صلی الله علیه و آله) مي ‏تواند شوخى کند و جز حق نگوید امّا دیگران وقتى که باب شوخى را باز مي‏کنند، هدفشان خندیدن و خنداندن دیگران است به هر وسیله‏اى که ممکن باشد! 
رسول خدا فرمود: گاهى شخصى سخنى را مى‏گوید، تا همنشینان خود را بخنداند که در نتیجه خود را به پستى مي ‏کشاند! از طرفى خندیدن دلیل بر غفلت از آخرت است. 

اما مسخره کردن و دست انداختن دیگران اگر باعث رنجش شود، حرام است، خداى متعال فرموده است: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، نباید گروهى، گروه دیگر را مسخره کند، شاید که بهتر از ایشان باشند.» ( حجرات آیه 11)مسخره کردن، یعنى کوچک شمردن، توهین، و اشاره به عیبها و کاستی هاى کسى به طورى که باعث خنده شود.امام صادق علیه السّلام فرمود: فقیران شیعه ما را تحقیر نکنید، زیرا هر کس مؤمن فقیر شیعه‏اى را تحقیر کند و او را خوار سازد، خداوند او را تحقیر کند، و همواره در این خوارى مى‏ماند تا دست از تحقیرش بردارد . 
منابع :

1. مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر 

2.مشکاة الأنوار / ترجمه هوشمند و محمدى   

3. وبلاگ سام موس 

نويسنده : تاريخ خبر : 1392/12/03 - 20:46:36 گروه خبري : روانشناسی

تصویر ثابت

محصولات تصادفي