Google

پيشينه حجاب در اسلام

پيشينه حجاب در اسلام

اصولاً روش قرآن كريم در بعضي از احكام، تشريع تدريجي است. براي مثال، در تشريع حرمت شراب خواري، نخست شراب خوري و مستي را در اوقات نماز نهي مي كند و آن گاه پس از مدتي، حرمت هميشگي آن تشريع مي شود. در اين مورد نيز نخست در مورد همسران پيامبر كه به علّت زيستن در كانون وحي و نزديكي ويژه اي كه با رسول خدا صلي الله عليه و آله دارند، از موقعيّت خاصّي براي مؤمنان زن و مرد دارند و مسئوليت بيشتري نيز بر دوششان نهاده شده، حكمِ حجاب صادر مي گردد و در مرحله بعد، همه زن هاي مؤمن به پوشاندن زينت هاي خويش از چشم نامحرمان وظيفه مي يابند:

وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ اَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُروجَهُنَّ وَ لاَيُبْدينَ زينَتَهُنَّ إلاّ مَا ظَهَرِ مِنْهاَ. (نور: 31)

اي رسول، به زنان مؤمن بگو تا چشم ها و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زينت و آرايش خود را، جز آنچه قهراً ظاهر مي شود، بر بيگانه آشكار مسازند.

واژه «زينت» به طور مطلق از مفهومي عام برخوردار است كه هم زينت طبيعي (خلقي) و هم زينت اكتسابي (عارضي) را شامل مي شود.

خليل بن احمد فراهيدي مي گويد: «زيبايي، نقيض زشتي است... و زينت، هر آنچه را به واسطه آن آراسته شود، در بر دارد.»2 فخر رازي نيز در اين باره مي نويسد: «بدان! زينت نامي است بر زيبايي هاي مخلوق كه خداوند آفريده و همين طور به آنچه انسان به وسيله آن آراسته و مزيّن مي شود، مثل لباس و... اطلاق مي شود».3

آيه شريف بالا، زن را مأمور مي كند كه زينت هايش را بپوشاند و آنها را در مقابل چشمان نامحرم ننهد. البته اين حكمِ عام، در ادامه آيه در دو بُعد، تخصيص خورده و شامل استثناهايي مي گردد. عبارتِ: «إلاّ مَا ظَهَرَ مِنْهاَ» اولين استثنا را بيان مي كند. از اين جمله نتيجه گرفته مي شود كه زينت زن به دو دسته زينت هايي كه به طور طبيعي آشكار است و زينت هايي كه به طور معمول پنهان است، تقسيم مي گردد.

فقيهان و مفسران در اينكه كدام يك از زينت هاي طبيعي يا اكتسابي زن، زينت ظاهري است و كدام يك، از زينت هاي پنهان به شمار مي آيد، ديدگاه هاي گوناگوني دارند. همچنين درباره آن، احاديث متعددّي از معصومان عليهم السلام نقل شده كه به علّت گستردگي اين ديدگاه ها مجال آوردن همه اين احاديث و گفتارها را نمي يابيم. در اين مورد، هر كس بايد در عمل به فتواي مجتهدي عمل كند كه از او تقليد مي كند، ولي در اينكه غير وجه وكفّين (دست ها از مچ به پايين) از زينت هاي پنهان زن به شمار آمده و پوشانيدن آنها واجب است، از لحاظ فقه اسلامي هيچ گونه ترديدي وجود ندارد. اين قسمت، جزءِ ضروريات و مسلمات است. نه از نظر قرآن و نه از نظر فتواها، در اين باره اختلاف و تشكيكي وجود ندارد.4

فضيل بن يسار مي گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: آيا ذراعينِ زن نيز از شمار زينت هايي است كه خداوند تبارك و تعالي در مورد آن فرمود: (وَ لاَيُبْدينَ زينَتَهُنَّ)؟ ايشان فرمود: «بلي، آنچه روسري آن را مي پوشاند و بالاتر از دو دستبند، از شمار زينت است».5

از مسعدة بن زياد نيز نقل است كه گفت: «شنيدم كه از حضرت صادق عليه السلام در مورد زينت هاي آشكار زن سؤال شد، ايشان فرمود: صورت و كفّين (دست ها از مچ به پايين).»6 همچنين عايشه نقل مي كند كه خواهرش اسماء در حالي كه لباس نازكي به تن داشت، نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد، حضرت روي از وي بر تافت و فرمود:

اي اسماء، زن هنگامي كه به بلوغ مي رسد، صحيح نيست كه غير از اين قسمت و اين قسمت از بدنش پيدا باشد و به صورت و كفّين خويش اشاره كرد.7

در بخش اول آيه، به زنان دستور داده شده زينت هاي خويش را آشكار نسازند. ظاهر اين قسمت از آيه چنين مي نماياند كه گويي زن در مقابل جميع افراد بايد اين دستور را اجرا كند، ولي ادامه آيه كه بيانگر دومين استثنا است، با عبارت: «إلاّ لبعولتهنّ...»، گروه دوازده گانه اي را از اين عام، خارج مي سازد. اين گروه عبارت است از: 1. شوهران؛ 2. پدران؛ 3. پدر شوهران؛ 4. پسر شوهران؛ 5. پسران؛ 6. برادران؛ 7. پسر برادران؛ 8. پسر خواهران؛ 9. زنان؛ 10. مملوكان؛ 11. خدمتكاران مرداني كه از زن بي نيازند؛ 12. كودكاني كه از امور جنسي بي خبرند.8

پس از اينكه تاريخچه پوشانيدن زينت زن در اسلام و استثناهاي آن نيز مشخّص گرديد، اينك بايد از چگونگي پوشش و پنهان ساختن زينت، سخن به ميان آورد.

پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله فرمود:

شوهر حق دارد به بدن زن كه زير پيراهن قرار دارد نگاه كند و برادر و فرزند مجازند از روي پيراهن به بدن زن نگاه كنند، ولي در برابر نامحرم، بايد چهار لباس پوشيد: پيراهن، مقنعه، چادر و شلوار.9

قرآن كريم نيز افزون بر صدور حكم پوشش زنان، براي تأمين حجاب بيشتر و بهتر آنها و همچنين پيشگيري از رواج سليقه ها و مدل هاي نامطلوب لباس در مواجهه با نامحرم، دو شكل پوشش خاص به نام «خمار» و «جلباب» را براي بانوان تعيين كرده كه در اين فصل و فصل بعد، به بررسي اين دو نوع پوشش از منظر قرآن و احاديث مي پردازيم.

پی نوشت ها:

1. احمد عابدينى، «سيرى در آيات حجاب»، مجلّه فقه، ش 23، س 7، بهار 79، ص 51.

2. فتحيّه فتّاحى زاده، حجاب از ديدگاه قرآن و سنّت، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1376، چ 2، ص 26؛ برگرفته از العين، ج 7، ص 387.

3. فخر رازى، التفسير الكبير، قم، ج 23، ص 205.

4. مسئله حجاب، ص 181.

5. فروع كافى، ج 5، كتاب النكاح، باب مايحلّ النظر اليه من المرأة، ص 521، ح 1.

6. وسائل الشيعه، ج 14، ابواب مقدمات نكاح، باب 109، ص 146، ح 5.

7. يا أسماءُ إنَّ المرأَةَ إذا بلَغت المحيضَ لَمْ تَصْلُحْ أنْ يُرَى مِنْهاَ إلاّ هَذَا و هَذَا» و أشارَ إلى وجهِه و كفيَه. أبى داوود سليمان بن اشعث سجستانى الازدى، سنن أبى داوود، دار احياء السنة النبويّة، ج 4، باب فيما تبدى ء المرأة من زينتها، ص 64.

8. نك: نور، 60.

9. لِلزّوجِ مَا تَحْتَ الدّرع و لِلْإبْنِ و لِلْأَخِ ما فوقَ الدِّرع و لغيرِ ذي مَحرمٍ أربعةُ أثوابٍ: درعٌ و خِمارٌ و جِلْبابٌ و إزارٌ. ابوعلى الفضل بن الحسن طبرسى، مجمع البيان، تهران، كتاب فروشى اسلاميه، 1374 ه . ق، ج 7، ص 155، ذيل آيه 60 سوره نور.

منبع: کتاب چادر و مقنعه از ديدگاه قرآن و حديث

نويسنده : تاريخ خبر : 1392/11/29 - 20:55:05 گروه خبري : حجاب

تصویر ثابت

محصولات تصادفي

چادر جده کن کن 140,000 تومان