Google

مقنعه در احادیث و روایات

مقنعه در احادیث و روایات

البتّه اين مسئله جاي تعجّب ندارد؛ زيرا مقنعه را مي توان از پوشش هاي فطري زنان به شمار آورد. حضرت حوّا همسر حضرت آدم، نخستين فرستاده خدا بر روي زمين نيز از اين نوع پوشش استفاده مي كرد.2 البتّه كيفيّت پوشش آن با آنچه اسلام دستور مي دهد، متفاوت بوده است. ازاين رو، بايد نگاه دين را در مورد چگونگي پوشش و اندازه مقنعه يافت. خداوند در آيه مورد بحث مي فرمايد: «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَي جُيُوبِهنَّ؛ زنان بايد مقنعه هاي خويش را بر سينه و گريبان ها بيفكنند».

از اين عبارت برمي آيد كه زنان پيش از نزول آيه، دامنه روسري خود را به شانه ها يا پشت سر مي افكندند، به گونه اي كه گردن و كمي از سينه آنها نمايان مي شد.3 در تفسيرهاي مختلف، از جمله تفسير نمونه،4 جوامع الجامع،5 الفرقان في تفسير القرآن،6 منهج الصّادقين7 و تفسير راهنما8 نيز به اين مطلب اشاره شده است.

مرحوم طبرسي رحمه الله مي فرمايد: «زنان عرب، دامن مقنعه ها را پشت سر مي انداختند و به اين سبب گلو و سينه شان پيدا مي شد».9 خداوند، زنان پرهيزكار را از اين امر نهي فرموده و با عبارت «وليضربن بخمرهنّ علي جيوبهنّ» كيفيّت پوشش صحيح مقنعه را به آنان ارائه مي كند. براي درك صحيح اين كيفيّت ارائه شده، لازم است پيش از هر چيز، واژه هاي «وليضربن» و «جيوب» به دقت بررسي شود:

وَلْيَضْرِبنَ بِخُمُرهِنَّ: ضرب، در لغت به معناي زدن است، ولي بر اساس نقل تفسيرها، در اين آيه به معناي قرار دادن، به كار رفته است. مرحوم طبرسي رحمه الله در تفسير جوامع الجامع مي فرمايد: «مراد از زدن روسري ها بر گريبان ها كه بر زنان واجب شده، اين است كه روسري ها را بر سر و گردن و سينه هاشان قرار دهند تا آنها را بپوشاند. چنان كه عرب ها مي گويند: «ضَرَبتُ بِيَدي عَلَي الحائِطِ؛ دستم را به ديوار گذاشتم.»10 زمخشري نيز، ضرب را در اينجا به قرار دادن، تفسير كرده است.11

نكته جالبِ ديگر اينكه به كار بردن واژه ضرب كه نوعي شدت وحدّت را در بردارد، براي رسانيدن اين معناست و حال آنكه به جاي اين تعبير، ممكن بود از واژه هاي مترادف ديگري همچون «سَدْل» و... استفاده گردد. يكي از محققان واژه هاي قرآني در اين باره مي نويسد: «تعبير به ضرب، اشاره دارد به شدّت پوشش و محكم نمودن مقنعه به هر طريق ممكن، خواه با بستن، گره زدن و وصل نمودن تا اينكه از روي گريبان كنار نرود و تعبير به صيغه امر وليضربن، به امر و تأكيد آن اشاره دارد».12

بر اين اساس، تعبير «وليضربن بخمرهنّ علي جيوبهنّ» افزون بر دلالت بر پوششي خاص، تأكيد مي ورزد كه پوشيدن آن بايد همراه با دقّت و ظرافت باشد و چنان محكم گردد كه به راحتي از آنجاهايي كه براي پوشيدن آنها به كار رفته، كنار نرود.

جيوبهنّ: مسئله ديگري كه به توجّه و دقّت نياز دارد، بررسي واژه جيوبهنّ است. جيوب، جمع جَيْب است و جيب در لغت به معناي گريبان، يقه، قلب و دل آمده است.13

بعضي از مفسّران، از جمله علّامه طباطبايي،14 مرحوم طبرسي15 و سيد علي اكبر قرشي،16 جيب را به سينه و برخي ديگر همچون مولا فتح اللّه كاشاني،17 آلوسي بغدادي18 و قرطبي از آن19 به يقه تفسير كرده اند.

در قاموس القرآن20 آمده است: «قاموس (لغت نامه قاموس المحيط) و اقرب الموارد، معناي اولّي جيب را قلب و سينه گفته اند، ولي از گفته مجمع البيان پيداست كه جيوب، را به معناي گريبان ها (يقه هاي لباس) گرفته است. فرموده: جيوب، كنايه از سينه هاست؛ زيرا گريبان هاست كه روي سينه ها را مي پوشاند، ولي اگر جيوب را سينه ها معنا كنيم، از لحاظ آيه و لغت، اشكالي نخواهد داشت. به نظر مي آيد گريبان لباس را به جهت روي سينه بودن، جيب القميص گفته اند». البته بعضي ديگر نيز بر اين اعتقادند كه جيب به معناي يقه پيراهن است و قسمت بالاي سينه را به دليل همجواري با يقه پيراهن، جيب مي گويند. به هر حال، آنچه بيشتر مفسّران به رغم اختلاف نظر در معناي جيب بر آن اتّفاق دارند، اين است كه بر اساس دستور آيه، خمار (مقنعه) بايد موها، گردن، زير گلو، گوشواره ها و سينه را بپوشاند.

منهج الصّادقين: بايد بزنند، يعني فرو گذارند زنان (خمرهن) مقنعه هاي خود را (علي جيوبهنّ) بر گريبان هاي خويش؛ يعني گردن خود را به مقنعه بپوشانند تا موي و بنا گوش و گردن و سينه ايشان پوشيده بماند.21

روح المعاني: همان طور كه إبن أبي حاتم از إبن جبير روايت كرده، منظور آيه، امر زنان است به پوشانيدن گردن ها و سينه هاشان.22

مجمع البيان: امر شدن زنان به انداختن مقنعه ها بر سينه هاشان، تا گردن هاشان پوشيده گردد و گفته شده آنها به اين كار امر شدند تا موها، گوشواره ها و گردن هاشان را بپوشانند.23

كشّاف: يقه هاي لباس زنان گشاده بود. ازاين رو، گردن، سينه و اطراف آن نمايان مي گرديد و آنها مقنعه هاي خويش را به پشت سر آويزان مي كردند و اين قسمت ها معلوم بود. بنابراين، امر شدند به اينكه آن را از جلوي رو آويزان سازند تا آن قسمت ها را بپوشانند.24

ابن عباس، مفسّر بزرگ قرآن و صحابي والا مقام رسول اكرم صلي الله عليه و آله در تفسير اين آيه گفته است: «زن، مو و سينه و دور گردن و زير گلويش را بپوشاند».25

البته بعضي خواسته اند صورت را نيز از حدود پوششي مقنعه قرار دهند و نوشته اند: «مقنعه، چيزي است كه زن با آن، صورت و سرش را از نگاه مردان نامحرم مي پوشاند».26 يا اينكه مُراد آيه از «وليضربن بخمرهنّ علي جيوبهنّ» را آويختن روسري ها مانند پرده از جلو چهره دانسته اند: «خمار به معناي مقنعه و نقاب است. زنان، نقاب و مقنعه را بر گريبان هايشان فرو اندازند تا به طور كامل صورت و گلو و سينه پوشيده باشد».27

بحث مذكور درباره مفهوم شناسي واژه خمار و آنچه از تفسيرهاي مشهور شيعه و عامّه در ذيل آيه نقل گرديد و همچنين احاديثي كه درباره جواز عدم پوشش وجه و كفّين بدان اشاره شد، بر نا استواري اين بيان دلالت دارد. افزون بر اين، همان گونه كه پيش تر هم اشاره شد، بيشتر مفسران، ضرب را در اين آيه، به «قراردادن» تفسير كرده اند نه آويختن.

خلاصه آنكه بر اساس اين آيه، زنان بايد مقنعه را آن چنان بر سر اندازند كه زينت هاي طبيعي، همچون موها، زير گلو، گردن، سينه و البته زينت هاي اكتسابي مثل گوشواره را به طور كامل بپوشاند. تعبير به كلمه «علي» در «علي جيوبهنّ» نيز به احاطه و چيرگي مقنعه بر جيوب اشاره دارد، به طوري كه هيچ قسمت از آن، بدون پوشش باقي نماند.28 ازاين رو، خمار (مقنعه) از نظر كيفيّت بايد خاصيّت پوششي شديد و كافي را در خصوص مكان هاي ذكر شده داشته باشد. از جمله، نوع پارچه مورد استفاده در مقنعه نيز بايد در راستاي همين مقصود انتخاب شود. بنابراين، استفاده از پارچه هاي توري و نازك كه كيفيّت پوششي مطلوبي ندارد، براي اين نوع پوشش مناسب نبوده و در روايت معصومان عليهم السلام نيز منع گرديده است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد:

لايَصلَحُ لِلمرأةِ المُسلِمة أَنْ تَلبس مِنَ الْخُمُرِ و الدِّرعِ مالا يُواري شيئا.29

در شأن زن مسلمان نيست كه لباسي مانند روسري و پيراهن بپوشد كه بدن نما باشد.

همچنين، اين پوشش بايد به هر وسيله ممكن، به شكلي محكم گردد كه به سادگي از محل هاي تعيين شده كنار نرفته، آن مواضع نمايان نگردد.

پی نوشت ها

1. حجاب در اسلام، ص 73.

2. محمّد بن سعد، الطبقات الكبرى، بيروت، دار صادر، 1405 ه . ق، ج 1، ص 36.

3. تفسير نمونه، ج 14، ص 440.

4. همان.

5. ابوعلى فضل بن حسن طبرسى، ترجمه تفسير جوامع الجامع، مترجم: حبيب روحانى و على عبد الحميدى، 1376، چ 1، ج 4، ص 306.

6. الفرقان فى تفسير القرآن، ج 18، ص 110.

7. مولى فتح اللّه كاشانى، منهج الصّادقين، تهران، انتشارات كتاب فروشى علميّه اسلاميّه، ج 4، 297.

8. اكبر هاشمى رفسنجانى، تفسير راهنما، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم 1379، ج 12، ص 252.

9. ترجمه تفسير جوامع الجامع، ج 4، ص 306.

10. همان.

11. زمخشرى، تفسير كشّاف، منشورات البلاغه، ج 3، ص 231.

12. التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج 3، ص 358.

13. احمد سيّاح، فرهنگ بزرگ جامع نوين، تهران، كتاب فروشى اسلام، چ 9، ج 1 و 2، ص 222.

14. ترجمه تفسير الميزان، ج 29، ص 163.

15. ترجمه تفسير جوامع الجامع، ص 306.

16. احسن الحديث، ج 7، ص 207.

17. منهج الصّادقين، ج 4، ص 297.

18. روح المعانى، ج 18، ص 142.

19. الجامع لأحكام القرآن، ج 12، ص 153.

20. قاموس القرآن، ج 2، ص 91.

21. منهج الصّادقين، ج 4، ص 297.

22. روح المعانى، ج 18، ص 142.

23. مجمع البيان، ج 7، ص 115.

24. كشّاف، ج 3، ص 231.

25. مجمع البيان، ج 7، ص 155.

26. الملابس و الزينة فى الاسلام، ص 191.

27. حجاب از ديدگاه قرآن و سنت، ص 125؛ برگرفته از: الحجاب و الاسلام، ص 72.

28. التحقيق فى كلمات قرآن الكريم، ج 3، ص 358.

29. وسائل الشيعه، ج 3، ابواب لباس مصلّى، باب 21، ص 281، ح 2.

منبع:کتاب چادر و مقنعه از ديدگاه قرآن و حديث

نويسنده : تاريخ خبر : 1392/11/29 - 20:53:40 گروه خبري : حجاب

تصویر ثابت

محصولات تصادفي