Google

هوش معنوي

هوش معنوي


براي روشن تر شدن هوش معنوي مثالي از هوش هايي مي زنيم که نشانگر هوش چندگانه است که با هوش جسمي آغاز مي شود با PQ نمايش مي دهند. 
اين هوش ابتدايي ترين کانون توجه ما را به خود اختصاص مي دهد در واقع PQ آگاهي جسمي و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل مي شود. قسمت بعدي هوش منطقي يا عقلا ني IQ است. هوشي که در حال حاضر بيش از ساير هوش ها در سيستم هاي آموزشي مورد توجه قرار مي گيرد.
پس از IQ سطح ديگري است که به EQ اختصاص دارد اين هوش در زمينه کسب موفقيت در بازار کار نقش مهمي دارد و ما را در حين برقراري ارتباط ياري مي دهد و از اين بابت مهم تر بوده و تا حدي از قابليت پيشگويي برخوردار است. 
آخرين لا يه SQ است که هدايت و معرفت دروني، حفظ تعادل فکري، آرامش دروني و بيروني و عملکرد همراه با بصيرت، ملا يمت و مهرباني را شامل مي شود. 
IQ به منزله دروازه براي ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضاي دلخواه براي مطالعه رشته مورد علا قه مان نخواهيم بود، اما آن چه ما را در زمره بهترين ها در شغلمان و رشته مورد علا قه مان جاي مي دهد ميزانEQ در ماست.
EQ و SQ به هم مرتبطند. اما در عين حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب مي آيند.
بهره مندي از حداقل EQ مي تواند شروع مناسبي را در سفرهاي روحاني و معنوي فرد در پي داشته باشد، چرا که کمي خودآگاهي و همدلي براي شروع اين روند لا زم است، اما به محض آغاز تمرينات معنوي، هوش معنوي خود مي تواند در رشد EQ نقش بسيار تقويت کننده و فعال کننده داشته باشد. 
از طرف ديگر رشد EQ نيز مي تواند در رشد و ارتقاي SQ موثر باشد. در واقع EQ و SQ تاثيري مستقيم و مثبت بر يکديگر دارند و رشد و توسعه هر يک باعث پرورش وتوسعه ديگري مي شود.
بايد دانست که کامپيوترها نيز از ميزان IQ بالا يي برخوردارند و اغلب حيوانات داراي EQ بالا يي هستند اما اين تنها انسان است که از هوش معنوي SQ برخوردارند، هوشي تحول پذير، توانايي اي که به او قدرت مي دهد تا خلا ق باشد و قوانين و نقش ها را دستخوش تغييرات خودنمايد، بتواند تحولا ت اساسي ايجاد کند و دنياي اطرافش را به بهترين شکل متحول سازد.
هوش معنوي چيست؟
زماني بهره‌هوشي فرد (‌IQ ) به عنوان تعيين‌كننده اصلي موفقيت محسوب مي‌شد اما با اين وجود روان‌شناسان مشخص كرده‌اند كه روش دانستن ديگري هم وجود دارد كه به هوش عاطفي ترجمه شده و ممكن است تفاوت حتي بزرگ‌تري در موفقيت حرفه‌اي و شخصي فرد ايجاد كند.
دكتر دانيل گولمن در كتاب خويش به نام EQ كه معادل هوش احساسي است، پنج جزو آن را برشمرده است: خودآگاهي، نوع‌دوستي، انگيزش فردي، همدردي و توانايي دوست داشتن و مورد علاقه بودن از سوي دوستان، والدين و اعضاي خانواده. افرادي كه از هوش بالاي عاطفي برخوردارند؛ كساني هستند كه واقعا در كار خود موفق بوده و ارتباط صادقانه و صميمانه‌اي برقرار مي‌كند.
هوش احساسي در زمان تولد، ثابت نبوده و مفاهيم آن در طول دوران تحصيل ابتدايي و راهنمايي قابل آموختن است. حتي شركت‌ها در حال استخدام مشاوريني براي افزايش هوش احساسي كاركنان خود هستند زيرا نشان داده شده كه اين امر مستقيما كارتيمي، اعتماد و اتكاي كاركنان به كار و نيز قدرت توليد آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد. محققان اشاره دارند كه احساسات و عواطف مي‌توانند به ما كمك كنند تا عشق و محبت و ارتباطات معنوي خود را شكل بخشيده و اگر مانع آنها نشويم و به موقع آن را كنترل نكنيم، مي‌توانند دشمن ما شده و ما را همچون ديكتاتور‌هاي بزرگ، خوار و ذليل گردانند. ما با گوش دادن به پيام‌هاي بدن‌مان مي‌توانيم هوش احساسي و منطقي‌مان را همزمان در زندگي‌هاي رومزه‌مان لحاظ كنيم.
تحقيقات در بيش از 500 كمپاني بزرگ نشان داده است كه هوش احساسي (عاطفي) در تعيين موفقيت تجار، دو برابر از بهره هوش و مهارت‌هاي خاص شغلي مهم‌تر هستند. در ميان شايستگي‌هاي احساسي كه در بين دانش‌آموزان نيز مي‌تواند ايجاد منافع كند، تاكيد بر اهداف شفاف، روشن و قابل تدبير و حمايت از سوي افراد و مربيان، مهم هستند.
رويكردهاي معنوي به دانش و سلامت، اخيرا مورد تاكيد و توجه محققان و اساتيد قرار گرفته است. همان‌گونه كه در قسمت‌هاي قبلي اشاره شد، برخي از مطالعات تحقيقاتي به بررسي تاثير معنويت بر سلامت پرداخته و در كشورهاي توسعه يافته، دانشكده‌هاي پزشكي،‌مواد آموزشي درباره مذهب، معنويت و سلامت را در محتواي درسي خودشان گنجانيده‌اند.
متخصصان سلامت روان نيز قدرت هوش معنوي را تشخيص داده‌اند كه برخي آن را به اين صورت تعريف مي‌كنند: <ظرفيت احساس، درك و توجه به والاترين قسمت‌هاي وجود خود، سايرين و جهان پيرامون.>آنچه كه بين هوش احساسي و معنوي تفاوت قايل مي‌شود اين است كه هوش معنوي به كشف عقل و حكمت در امر مسايل احساسي و شعوري مي‌پردازد. همه ما با توانايي‌در تكامل هوش معنوي متولد مي‌شويم اما گروه كمي از ما از آن استفاده مي‌كنيم در حالي كه بهره و سود آن بسيار است.
اصول راهنماي تقويت هوش احساسي
*‌در زندگي روزانه‌تان، جايي براي سكوت و خلوت بگذاريد. حتي چند لحظه در ساعات اوليه صبح و عصر مي‌تواند به آرام كردن هجوم سر و صدا و آشفتگي كمك كند. يكي از متخصصان قلب و عروق مي‌گويد:«يك عقل دروني وجود دارد كه خيلي‌خيلي آرام صحبت مي‌كند و نمي‌دانم چرا من به چنين چيز مهمي توجه، ندارم.»
* كمي از وقت‌تان را در طبيعت بگذرانيد. ارزش افزوده‌اي در قدم زدن كنار ساحل،راه رفتن در پارك يا حتي نگاه كردن به آسمان در شب وجود دارد، شايد به اين علت كه طبيعت به ما كمك مي‌كند تا بسياري از مشكلات دست‌ساز بشر را به فراموشي بسپاريم!
* نسبت به طبيعت زندگي و مرگ فكر كنيد. شما نيازي نداريد كه براي اين كار، مدرك دكتري داشته باشيد زيرا اصول مهم و اساسي هم، ساده هستند. زندگي، گرانقدر است. زندگي، كوتاه است. مرگ حتمي است. هرچند كه زندگي داراي مشكلاتي است اما اينها نه مي‌توانند اغماض شوند و نه امري ماوراي عالم به حساب آيند.
* به ارزش‌هاي معنوي احترام بگذاريد. با هوش احساسي، مثل يك كالاي لوكس برخورد نكنيد و تا مي‌توانيد، فقط به مهرباني و صداقت بيانديشيد چرا كه مجبور هستيم به بهترين نحو و تا حد امكان با آنها زندگي كنيم. يكي از بهترين جاها براي آموختن و اجراي بخشش و گذشت، اتوبان‌ها هستند (چرا كه خشم در جاده، نيازمند پادزهر است
ياد بگيريد كه به هوش احساسي‌تان اعتماد كنيد. دسترسي يافتن به يك منبع داخلي از عقل و خرد، اولين قدم است؛ و مشكل‌تر، اين است كه به آنچه مي‌شنويم، اعتماد كنيم

 

نويسنده : تاريخ خبر : 1392/11/24 - 21:40:19 گروه خبري : روانشناسی

تصویر ثابت

محصولات تصادفي