Google

عوامل گرایش جوانان به بد حجابی

عوامل گرایش جوانان به بد حجابی

۱-وجود زمینه طبیعی میل به خودنمایى

تحقیقات نشان داده است که زنان اُنس‌پذیرتر و دارای حس ارتباطی قوی‌تری هستند. اگر دغدغه‌ی اصلی مردان تسخیر طبیعت است، دغدغه‌ی زنانه تسخیر انسان‌ها و نفوذ در دیگران، به ویژه مردها است. تمایل به زینت‌آرایى، اهتمام به جلب توجه مرد و نفوذ در قلب وی در متون اسلامی به صراحت بیان شده است. این غریزه آن‌گاه که در خدمت مصالح خانواده و تقویت رابطه‌ی زناشویی قرار گیرد کارآیی ویژ‌ه‌ای برای زن می‌سازد و آن‌گاه که در روابط اجتماعى و بدون مدیریت صحیح بروز نماید مشکلات زیادی می‌آفریند.

عکس حجاب

از نگاه اسلام برای هدایت این غریزه و کنترل آن تدابیری اندیشیده شده است که بخشی از اقدامات تکوینی و بخشی تشریعی است. دست خلقت حیای بیشتری به زن ارزانی کرده است و نظام تربیتی اسلام با توصیه به کم‌کردن زمینه‌های اختلاط و رعایت حریم میان زن و مرد، ترغیب زن به خودآرایی در برابر همسرو تجویز خودآرایی در برابر همجنس سعی کرده است تا این حد طبیعی را زمینه‌ای برای نشاط فردی و خانوادگی قرار دهد. به نظر می‌رسد ارضا نشدن این نیاز طبیعى، به شکل مشروع، می‌تواند زمینه را برای بروز آن به اشکال دیگر فراهم آورد. از آنجا که میل به خودنمایی زنانه ضرورتاً منشأ جنسی ندارد نمی‌توان بر بدپوشی زنان به طور حتم مارک انحراف جنسی زد.

2- تمایلات جنسى

نمی توان انکار کرد که برخی از مظاهر بد پوشی بی تأثیر از سلائق جنسی نیست. از این رو چنین هرزه پوشی هایی به همراه خود پیام دارد و در صدد حلب توجه جنس مخالف است. بالا رفتن سن ازدواج دختران و نگرانی آنان از آینده، همراه با ضعف زمینه های اخلاقى، سبب شده است که گروهی از دختران در صدد یافتن رفیق جنسی به بد پوشی روی آوردند و گروهی دیگر نیز از این روش برای جلب توجه پسران و زمینه سازی ازدواج بهره می گیرند تا بتوانند خود را در میان گزینه های متعدد پیش روی پسران، متفاوت جلوه دهند. می توان تظاهرات جنسی را در زنان شوهر داری که از رضایت جنسی برخوردار نیستند نیز مشاهده نمود.

3ـضعف خانواده در هدایت و نظارت

خانواده‌ی امروز را دو مسئله‌ی مهم رنج می‌دهد. اول آن که احساس می‌کند چون گذشته اقتدار و ابتکار عمل را در دست ندارد و گویا توسط دشمنان بیرونی خود محدود و ناتوان می‌شود. از این رو زمانی که پدران ومادران متدین و دلسوز برنامه‌هایی را برای اصلاح فرزندان در نظر دارند، اغلب احساس می‌کنند که نه طایفه به حمایت آنان برمی‌خیزد، نه رسانه‌ها موقعیت والدین را در خانه، به عنوان کانون اقتدار، مسئولیت و هماهنگى، تثبیت می‌کنند، نه مدرسه به کمک آنان می‌شتابد و نه حتی سیاست‌ها و برنامه‌های دولتی به آنان میدان می‌دهند. از این رو رفته رفته احساس مسئولیت والدین نسبت به آتیه‌ی فرزندان کم‌رنگ می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که نباید در شئونات فرزند دخالت کنند.

از سوی دیگر، صرف نظر از مشکل فوق، خانواده با ضعف‌هایی مواجه است که توانمندی‌اش را در کنترل و اصلاح اخلاقی و رفتاری همسران و فرزندان با چالش مواجه می‌سازد. امروزه خانواده چون گذشته مصرف کننده‌ی آموزه‌های تربیتی دینی نیست و مرجع پاسخگویی به نیازهای علمی خانواده نهادهایی هستند که نه تنها از آموز‌ه‌های وحیانی ارتزاق نمی‌کنند که بر مبانی الحادی بنا شده‌اند. هم‌اکنون خانواده نسبت به حضور و موقعیت رسانه‌هایی در جمع خود رضایت می‌دهد که از مهم‌ترین عوامل تحریک جنسی و بدآموزی‌های اخلاقی‌اند. روابط جنسی همسران نیز در بسیاری موارد به رفع نیازهای طبیعی آنان نمی‌انجامد و این خود سبب بروز هرچه بیشتر رفتارهای نابهنجار در محیط اجتماعى می‌شود. غیرت‌ورزی که در گذشته می‌توانست سد دفاعی محکمی در برابر تعرضات بیرونی و سهل‌انگاری‌های درونی باشد، به شدت رنگ باخته و جای خود را به تسامح و تساهل داده است. مهارت آموز‌ی‌های مناسب به منظور جامعه‌پذیری فرزندان انجام نمی‌شود وحساسیت والدین نسبت به انتقال ارزش‌های اخلاقی به نسل آینده چون گذشته نیست. در اینجا نیز رسانه‌ها موضوع شکاف میان نسلی را به گونه‌ای مطرح کرده‌اند که پدران و مادران را نسبت به عدم دخالت در شئونات فرزندان، به این بهانه که آنان برای زمانی دیگر ساخته شده‌اند، متقاعد سازند.

4ـ خلأ در ناحیه آرمان‌ها

چنان که ذکر شد جذابیت حجاب بیش از آن که ناشی از برنامه‌های فرهنگی و تبلیغی در دفاع عقلانی و جهت‌دهی حساسیت‌های عمومی به سمت حجاب باشد، ناشی از موفقیت رهبران مذهبی در آرمان‌سازی برای نسل جوان بود که در ارائه‌ تصویری متعالی از نظام اسلامی متجلی می‌شد. با گذشت زمان واقعیت‌های اجتماعى از جمله تبعیض، فقر، سیاست‌های اقتصادى، دسته‌بندی‌های سیاسى، جنگ و مشکلاتی دیگر به نارضایتی گروهی از مردم انجامید و در ذهنیت آنان مقبولیت حکومت خدشه دار گردید. از این رو طبیعی است بخشی از اقشاری که تحت فشارعصبی و روانی‌اند و نقش حکومت را در ایجاد مشکلات پررنگ می‌بینند و از سوی دیگر حجاب را، نه براساس باور قوى، که بر اثر احساسات آرمان گرایانه یا تبلیغات دولتی پذیرفته‌ بودند، از حجاب گریزان می‌شوند. توانمندی یک نظام در آن است که بتواند پیوسته آرمان‌های متعالی و حرکت آفرین را برای عموم جامعه و جوانان ترسیم و حساسیت‌های اجتماعى مدیریت کند وگرنه باید شاهد آرمان‌های منحط، تغییر گروه‌های مرجع و تغییر نگرش‌ها، ارزش‌ها و رفتار عمومی باشد.

5ـ ناآشنایی با حدود شرعی و فلسفه‌ی حجاب

در نگاه اول به نظر می‌رسد بسیاری از جوانان بدپوش با حدود شرعی پوشش و یا عقلانیت حاکم بر آن آشنایی چندانی ندارند و گاه پوشش خود را مصداق پوشش شرعی می‌دانند. به همین دلیل در مقاطع مختلف نهادها و افراد متدین کوشیده‌اند تا با اهدای جزوه‌های راهنما به جوانان و تألیف کتاب به بررسی ابعاد موضوع بپردازند. با این وجود می‌توان اذعان نمود که کارهای انجام شده درخور نیاز مخاطبان در گروه‌های سنی و فرهنگی مختلف نیست و بسیاری از نوشتجات گردآوری مجدد نکاتی است که در کتاب‌های گذشتگان با روشی عالمانه‌تر بیان شده بود. در عین حال به نظر می‌رسد گاه این عامل بیش از حد بزرگ نمایی شده و به عنوان مهم‌ترین عامل بدپوشی مطرح شده است؛ حال آن که بسیاری از جوانان را زمینه‌های احساسی و عاطفی به بدپوشی کشانده است نه جهل به حکم حجاب یا جهل به آثار اجتماعى و خانوادگی بدپوشی.

6ـ روش های غلط در دفاع از حجاب

روش‌هایی که به نام دین در دفاع از حجاب به اجرا درآمده، گاه خود از عوامل گریز از حجاب بوده است. به کارگیری روش‌های خشن و غیرمشروع و بدون نظارت و هدایت حکومت به ویژه در اوایل انقلاب توسط گروهی از متدینان، فقدان سیاست‌های ثابت و روشن، تأثیرپذیری برنامه‌ها و سیاست‌ها از وضعیت سیاسی به ویژه در زمان نزدیکی به انتخابات و نیاز به آراء عمومی و ناهماهنگی مسئولان مربوطه، در تجرّی جوانان موثر بود. چنان که وضع قوانینی که به ویژه نوجوانان را بیش از آنچه منظور شارع بود، در تنگنا قرار می‌داد در تنفر از حجاب تأثیر داشت. به عنوان مثال لزوم رعایت حجاب درمدارس دخترانه‌ای که محل تردد نامحرم نیست، به ویژه در زمین ورزشی که بدن گرم‌تر و در حال حرکت بیشتری است، می‌تواند نارضایتی از حجاب بیانجامد.

از سوی دیگر می‌توان ناهماهنگی در برنامه‌ریزى‌ها و سیاست‌ها را که از یک سو بر رعایت حجاب پای می‌فشارد و از سوی دیگر زمینه‌های شوق به کشف حجاب را دامن می‌زند مورد اشاره قرار داد. در دهه‌ی اخیر هم بر سیاست‌ رعایت حجاب در میادین ورزشی بانوان پای فشاری می‌شود و هم بر حضور بانوان در عرصه‌های بین‌المللى. گرچه کوشیده‌ایم تا وانمود کنیم که هیچ منافاتی میان این دو سیاست نیست وبانوان ما در عرصه‌های بین‌المللی با حفظ حجاب برای ایران افتخار می‌آفرینند اما تجربه‌ی شخصی دختران ورزشکار در بسیاری رشته‌ها، از جمله قایقرانى، کاراته و ورزش‌های رزمی و حتی والیبال و بسکتبال، آنان را به اینجا رسانده است که رعایت حجاب از عوامل ناکامی در میادین ورزشی است. اگر شعارزدگی و فقدان مطالعات کارشناسانه در حوزه‌های تصمیم‌گیری نبود پیش‌بینی این قبیل تعارضات که بالاخره اقتضائات خود را بر مسئولان تحمیل می‌نماید، چندان غیرقابل پیش‌بینی نبود.

7ـ مقابله سیاسى با نظام اسلامى

گرچه در اوایل پیروزی انقلاب اسلامى، نظام استکباری بیش از هر چیز به توطئه‌های سیاسی و نظامی علیه انقلاب می‌اندیشید اما به زودی به این باور رسید که، به جای استفاده از روش‌های براندازنده و پیگیری ایده‌ی تغییر رژیم، باید استحاله‌ی فرهنگی را به منظور اصلاح و تغییر رویه‌ی نظام برگزید. ازاین رو مخالفان سیاسی دیروز که در دو طیف عمده‌ی سلطنت طلب و چپ طبقه‌بندی می‌شدند به فعالیت‌های فرهنگی روی آوردند. فعالیت برخی از این گروه‌ها در خارج از کشور به سال 1365 و حتی قبل از آن می‌رسد. با ورود به عصر سازندگی و ایجاد بستر مناسبی که از رهگذر برنامه‌های توسعه فراهم شده بود گروه‌های دیگری در داخل و خارج در حوزه‌ی زنان شکل گرفتندو به هم پیوند خوردند و در عصر اصلاحات مرکز ثقل فعالیت این گروه‌ها به داخل کشور منتقل شد. در دهه‌ی اخیر NGOهایی شکل گرفته‌اند که فعالیت اصلی آنان، به اعتراف خود آن‌ها، عقب بردن مرزهای رفتاری و اعتقادی جوانان و زنان، به ویژه در مراکز دانشگاهى، است و ده‌ها سایت فارسی زبان با هدف تابوشکنی در حوزه‌ی اخلاق به ویژه روابط زن و مرد فعالیت می‌کنند.

8ـ تکنولوژی‌های جدید رسانه‌اى

اگر مقایسه‌ای میان تمایل به بدپوشی و ورود تکنولوژی‌های جدید رسانه‌ای ـ ویدئو، ماهواره و اینترنت ـ به درون خانواده‌ها داشته باشیم، به نتایج مفیدی دست خواهیم یافت. استفاده از ویدئو از ابتدای دهه‌ی 60 رواج یافت، ماهواره از اوایل دهه‌ی هفتاد به خانواده‌ها وارد شد و اینترنت از اواخر دهه‌ی هفتاد. به ویژه تأثیرات ماهواره و اینترنت را بر اخلاق عمومی نسل جوان و افزایش تحریک‌پذیری جنسی آنان نمی‌توان در نظر دور داشت.

9ـ تأثیرات ساختارى

 شاید بتوان مشکلات ساختاری را مهم‌ترین علل ابتذال در پوشش و حتی ریشه بسیاری از موارد پیش گفته دانست. به بیان ساده ساختارهای اقتصادى، اجتماعى و فرهنگی ارزش‌ها و اقتضائاتی می‌آفرینند که تضاد ارزشی را در جامعه دامن می‌زند و در تعارض ارزش‌هایی چون قناعت و تجمل‌گرایی، خویشتن‌دارى و خودنمایى، دیگرگرایی و فردگرایى، اقتضائات ساختاری بر ارزش‌های انقلابی چیره می‌شوند.

توضیح آن که ساختارهای اقتصادی می‌تواند ثروت را به محور عزت‌مندی تبدیل و حرص را توسعه بخشد . چنان که ساختارهای اجتماعى می‌تواند احراز مناصب قدرت را به یک ارزش تبدیل نماید و حس رقابت را حول محور منصب‌گرایی سازمان دهد و ساختارهای فرهنگی می‌تواند توجه به «دنیا» و «خود» را تقویت و نسبیت‌گرایی اخلاقی و فردگرایی را جایگزین حس دیگرگرایی، توجه به همبستگی اجتماعى و ارزش‌های اخلاقی ثابت نماید. از پیامدهای ارزشمندی ثروت و قدرت، تقویت احساس بی‌عدالتی بود که آثار خود را در امور مختلفی از جمله فاصله گرفتن از گروه‌های مرجع (روحانیت) که با حکومت پیوند خورده بودند، بر جای می‌گذارد. چنان که پیامد سیاست‌های دولتی که در کنار حمایت اقتصادی از اقشار مختلف، به انتظارات آنان بیش از میزان حمایت‌ها دامن می‌زد، افزایش احساس فقر و تقویت حرص بود. توسعه‌ی لهو و لعب در میان اقشار مختلف نیز، هم ناشی از تأثیراتی بود که زمینه‌های فرهنگی بر جای می‌گذاشت و هم خود تاثیراتی را در حوزه‌ی اخلاق و فرهنگ عمومی بر جای می‌گذاشت.

تغییر ارزش‌ها سبب شد که گروههایی که تا دیروز در عِداد عزت‌مندان شمرده می‌شدند، احساس حقارت کنند. به جرأت می‌توان گفت که احساس حقارت مهم‌ترین دلیل دختران در بدپوشی است و آنان با انتخاب نوع پوشش در پی یافتن جایگاه مناسب خود هستند.

نويسنده : تاريخ خبر : 1392/07/24 - 17:50:09 گروه خبري : حجاب

تصویر ثابت

محصولات تصادفي